دخترا همکار اقام منو ب اقای فامیلشون معرفی کرد،۳۷سالشه ،همه چیزش خوبه ،بعد قرنها از ی نفر خوشم اومد🤧
پسره قبل اینکه همو ببینیم ی ده روز لفت دادکار داشت و...،قرار اولو گفت بریم بانک همو ببینیم،از معرف پرسیده بود دیدمش چی بگم بهش(میگم ک درجریان باشین بهترنظر بدین)،همو ی جا دیگه دیدیم شمارمو بعدش از معرف گرفت،دوماه شده و خبری نیست،معرف هم ناراحته و عصبی ک چرا زنگ نمیزنه،ب جاش هی پیام و زنگ ب معرف ک بخدا سختمه و میخوام بیام پیشت و حتی پیش خانمت ی چیزایی یادم بدین و...اژ شانسم معرف کرونا گرفت و این دیدارشون عقب افتاد🥴خلااااصه پسره میخواد اشناشیم ولی ماه و خورشید و... هی باعث شده بیشتر عقب بیفتاین معرف این هفته پیش منه سرکار،بعد میره تا دو هفته دیگه
انقد دیگه صبرم لبریز شده میخوام اگه معرف اومد و ضحبت مرد در موردش بگم ک جلو روم بهش زنگ بزن و ببینم حرف حسابش چیه،از اونجایی ک من ب شدت خجالتیم سختمه اینو ب معرف بگم
نظرتونو بگین ک چی بگم ک بد نباشه؟