سلاااام
دیروز تو بازار بودم کنار وایستاده بودم تا خرید کنه مامانم بگمم ک ص۸ سالمه داشتم مثل این بچه های دوساله لواشک میخوردم دوتا خانم و یه پسریم کنار وایستاده بودم هی نگام میکردن هی پچ پچ پیکردن
منم با خودم گفتم شاید ادرس میخوان بپرسن یا میخان طعم لواشکو بدونن انقدر یعنی تابلو میخوردما
هیچی دیگه اومدن خواستگاری کردن و گفتن خیلی خوشمون اومده برا امر خیر اومدیم و گفتن نوش جونت و فلان سنمو گفتم بادشون خوابید گفتن از خودت بزرگتر خواهری دختر عمومیی نداری منم گفتم نه اونم کلی معذرت خواهی کردن و رفتن
ولی در کل چه واکنشی از خودمون باید نشون بدیم میان خواستگاری
بگم ک چادری و محجبه ام و این اولین بار نیس اینجوری شده یبارم تو مسجد ولی خب من خیلی تعجی میکنم نمیدونم چی بگم
چه راهکاری دارید