2777
2789

من تجربی بودم اما به نظرم انسانی کلا بر پایه ادبیات و عربی هست

باید بزنی

لمس کردن انسان،اولین شکل ارتباطی ماست.ایمنی،امنیت،ارامش،،،همه در نوازش ملایم یه انگشت خلاصه میشه یا در نوازش تماس لب روی نرمی گونه.وقتی خوشحالیم مارو به هم مرتبط میکنه،وقتی ترسیدیم بهمون جرئت میده،عشق هیجان زدمون میکنه،همچین لمسی رو از کسی که دوستش داریم نیاز داریم،به همون اندازه ای که به هوا برای نفس کشیدن نیاز داریم.اما من هیچوقت اهمیت لمس کردن کسی رو نفهمیده بودم،لمس کردن اون،تا وقتی که دیگه نداشتمش.پس اگر تواناییش رو داری،اون رو لمس کن.زندگی کوتاه تر از اونیِ که یک ثانیش هم از دست بدی⁦♥️⁩

اگه عمومی ها رو نتونی خوب بزنی تو بازی کنکور میبازی.تخصصی هم که خیلی مهمه.


این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچ درسیو صفر نزن ترازتو میاره پایین

حداقل در حد 20-30 که میتونی

از ما هیچ چیز باقی نمیماند،جز خاطراتی که در آن دلیل حال خوب آدمی بودیم...دوستم لطفا سوال در مورد کنکور ازم نپرس ولی سوال پزشکی تا جایی که بتونم حتما جواب میدم

یعنی فارسی خیلی سخته؟ یکی از آشناها کنکور انسانی..ریاضی رو ۱۰۰‌ زده..دینی ۶۸😐

ریاضی انسانی اسونه 


لمس کردن انسان،اولین شکل ارتباطی ماست.ایمنی،امنیت،ارامش،،،همه در نوازش ملایم یه انگشت خلاصه میشه یا در نوازش تماس لب روی نرمی گونه.وقتی خوشحالیم مارو به هم مرتبط میکنه،وقتی ترسیدیم بهمون جرئت میده،عشق هیجان زدمون میکنه،همچین لمسی رو از کسی که دوستش داریم نیاز داریم،به همون اندازه ای که به هوا برای نفس کشیدن نیاز داریم.اما من هیچوقت اهمیت لمس کردن کسی رو نفهمیده بودم،لمس کردن اون،تا وقتی که دیگه نداشتمش.پس اگر تواناییش رو داری،اون رو لمس کن.زندگی کوتاه تر از اونیِ که یک ثانیش هم از دست بدی⁦♥️⁩
یعنی فارسی خیلی سخته؟ یکی از آشناها کنکور انسانی..ریاضی رو ۱۰۰‌ زده..دینی ۶۸😐

عمومیش آره نسبتا.

ایده آلش تو عمومی ۷۰ درصده.ولی خب کم نیستن کسایی که بالا بزنن.

من راضیم ۱۱ درصد بود😅

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

ریاضی انسانی اسونه 

نه 

همه مباحثش با دروس ریاضی و فیزیک مشترکه.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

نه اتفاقا اکثر بچه های انسانی ریاضیشون ضعیفه

اصلا تست هاشم اون چنان آسون نیست.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

نه اتفاقا اکثر بچه های انسانی ریاضیشون ضعیفه

چون درس انچنان مهمی براشون نیست

مثل تجربی ها که فیزیک و ریاضی لنگ میزنن چون شیمی و زیست مهم تره 

لمس کردن انسان،اولین شکل ارتباطی ماست.ایمنی،امنیت،ارامش،،،همه در نوازش ملایم یه انگشت خلاصه میشه یا در نوازش تماس لب روی نرمی گونه.وقتی خوشحالیم مارو به هم مرتبط میکنه،وقتی ترسیدیم بهمون جرئت میده،عشق هیجان زدمون میکنه،همچین لمسی رو از کسی که دوستش داریم نیاز داریم،به همون اندازه ای که به هوا برای نفس کشیدن نیاز داریم.اما من هیچوقت اهمیت لمس کردن کسی رو نفهمیده بودم،لمس کردن اون،تا وقتی که دیگه نداشتمش.پس اگر تواناییش رو داری،اون رو لمس کن.زندگی کوتاه تر از اونیِ که یک ثانیش هم از دست بدی⁦♥️⁩
نه  همه مباحثش با دروس ریاضی و فیزیک مشترکه.

سوالات کنکورش رو میگم و با ریاضی مشترک نیست 

لمس کردن انسان،اولین شکل ارتباطی ماست.ایمنی،امنیت،ارامش،،،همه در نوازش ملایم یه انگشت خلاصه میشه یا در نوازش تماس لب روی نرمی گونه.وقتی خوشحالیم مارو به هم مرتبط میکنه،وقتی ترسیدیم بهمون جرئت میده،عشق هیجان زدمون میکنه،همچین لمسی رو از کسی که دوستش داریم نیاز داریم،به همون اندازه ای که به هوا برای نفس کشیدن نیاز داریم.اما من هیچوقت اهمیت لمس کردن کسی رو نفهمیده بودم،لمس کردن اون،تا وقتی که دیگه نداشتمش.پس اگر تواناییش رو داری،اون رو لمس کن.زندگی کوتاه تر از اونیِ که یک ثانیش هم از دست بدی⁦♥️⁩
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز