یه دختری بود که پدرشو به خاطر بیماری از دست داده بود مادرشم پدشو برای درمان برده بود خارج از کشور پیش عموی دختره حالا پدرش فوت میکنه مادر و عموش برمیگردن دختره تقریبا افسرده میشه یه مادر بزرگیم داره
نمیدونم پسر برادر زن عموش یا پسر خواهر زن عموش میاد چند وقت پیش اینا که دختر خاله دختره ام به اون پسره علاقه مند میشه
پسر عموی دختره ام میاد ایران حالا بهم علاقه مند میشن و ازدواجم میکنن
دختره آروم بود اینا یادمه و اینکه دختر خاله دختره به اون پسره فامیل زن عموش ابراز علاقه میکنه