ولی پیرو تاپیک قبلم رفتیم درخواست طلاق دادیم بعد مشاوره بعد خدمات قضایی از خدمات قضایی که اومدیم بیرون گیر داد میرسونمت دیدم یه دستبند دستش ازین چرم طلا دارا تو ماشین خودمو زدم به اون راه یواشکی در آورد قایم کرد معلوم بود کادو دوس دخترش ۲ شب پیش هم یه بنده خدایی به خواهرم پی ام داد فلان کافه میای اسم کافه شوهرم گفت خواهرم گفت اونجا میشناسی طرف گفت آره صاحبش یه دوس دختر فاب داشتو هر شب باهام اونجا بودن و تک پر بودن با اینکه همه اینارو فهمیده بودم ولی باز حالم بده داغونم آخه مگه من عروس ۳ ساله چیم کم بود که هر شبش با یه خیابونی بود مسافرت خارجش با اون بود واسه من نداشت دارم خفه میشم پس خدا کجاست
عزیزم میگذره خیلی سخت میگذره ولی عادت میکنی من الان ی سال از طلاقم میگذره تازه الان یکم بهترم ...
ععزیز دلم خیلی متاسفم که تو این سن اینارو تجربه کردی میدونی چیزی که بیشتر آدم آزار میده اینه که اون طرف نه ناراحت نه پشیمون سنت پایینه فدات شم مطمعنم آدم های دیگه ای میان تو زندگیت و تو بهترینش انتخاب میکنی
ععزیز دلم خیلی متاسفم که تو این سن اینارو تجربه کردی میدونی چیزی که بیشتر آدم آزار میده اینه که اون ...
نمیدونم چی میشه واقعا نمیدونم 😭بله اون پشیمون نیس ک هیچ تازه طلبکارم هس ازش نمیگذرم ت این سن هزار تا درد گرفتم روانی شدم از استرس بدنم ی لک سفید زده باز خدارو شکر بیشترنمیشه ولی اسی سرشون نمیاد نمید ونم چرا نمیدونم خدا کدوم طرف نشسته 😭
ععزیز دلم خیلی متاسفم که تو این سن اینارو تجربه کردی میدونی چیزی که بیشتر آدم آزار میده اینه که اون ...
من با خیانت ساختم ،ولی دارم میسوزم ،خیلی سخته ...البته شوهر من از هیچ خرجی برا من کوتاهی نمیکنه کل حساب کتاب مالیش دست منه،ولی عاطفی کم میذاره منم به خاطر پولش موندم و اینکه طلاق بگیرم که چی بشه
این موضوع یکی از بزرگترین ترسام هست تو ۳۰ سالگی ولی اینو بدون تا شخصی خودشو بهت ثابت نکرده نگو جدا ش ...
من خیلی بچم خیلی سادم همه چیو بهش همون اول گفته بودم مدام از رابطه میخاس و من ادمی نیستم ک اون کارو با نامحرم بکنم بخاطر همین امشب گفتم بودنت ت زندگیم اذیتم میکنه و اونم رفت بدون هیچ سعیی🙂
سفارشات حنای شمارپذریفته میشود🌷🌷🌷 توصیف زندگی من 🙄کاربر خانوم ۲۳ سالمہ ،این بگم ب عشقـ ایمان ندارم دلم یه همدم میخاست ک همدمم مرد نبود ـاز همسرم متنفرم چون لیاقت منو نداشت ، اینو من نمیگم و از خودم تعریف نمیکنم این حرف های دیگرونہ چون از همسرم لطمہ خوردم هم چیزم تباه شد ـ،،، دیگه خونه پدرم ا رو نتخاب کردم برای همیشہ رو مهر طلاق ب شناسنامه ام بخوره دیگ بریدم ـ باورم نمیشد کارم ب طلاق برسه هنوز کار های دادگاهیم انجام میدم طلاق نگرفتم ،ولی کسی ازسرنوشت خبر دار نیس یہ دختر ناز دارم ک شب روزم با دخترمہ عاشق دخترمم و میبوسم روے دخترم را یه موضو ع منو نارحت میکنه همه میگن ببی فیس چون میگن بهت نمیخوره دخترت باشه 😬😐 چ خوبه دخترم بزرگ بشه با هم درد دل کنیم بعد مشکلات زندگیم عصبی شدم ب شدت خانوم مهربونی بودم هنوزم هستم ولی فکر گذشته میاد سراغم روح روانم داغون میشه دلم میخاد بمیرم این دعاے همیشگی منه این متن هارو براے این نوشتم چون دیگردون میگن بزاررامضات تا بشناسیمت منم احترام گزاشتم بهتون این بگم از رل و دوست پسررمتنفرم ـ لطفا برای ارامشم صلوات بفرس ممنونم رفیقــ ❤ــــــــــــبعد شش ماه دوستان اشتی کردم انگار شوهرم منو دزدید من راصی ب برگشت نبودم همین خستم زندگیم هنوز پاشیدس حالم بد میشه اون عنوان اولی از چند ماه پیشه ک خ نه بابا بودم ولی فعلا تو یه اتاق سه در چهار زندگی میکنم با شوهر ک کلی منو دق میده دخترم گاهی از ترس چشمای خوشکلشو با دستاش میبنده ک صحنه دعوای مارو نبینه شوهرم سگه تازه سگ بیابون شرف داره خدا نگه دار یه صل
اسی جان پیش ی روانشناس برو طلاق واقعا اسون نیس ب مرور زمان حالت بدتر میشه اگه نری من خودم رفتم تا یکم بهتر شدم حتما سرتو گرم کن اونقدی ک وقت نکنی ب دردات فک کنی
بعد پنج ماه جدا شدم،خیانت،تهمت،دست بزن،دخالت خانواده کارم کشید ب اعصاب روان
نه مال من فقط خیانت اما به همین بدی که گفتم البته من حرفای مفت خانوادشو هیچ وقت حساب نکردم و جوابشونو میدادم چون از نظر اونا چون من باز لباس می پوشیدم خوده ناهنجاری بودم