ینی مغزم داره منفجر میشه واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم
چون خواب بد دیده نمیزاره امروز بریم بیرون
حتی حاضر نیست خودشم باهامون بیاد درحالیکه شیفت کاریش ساعت۱۰شبه هرچیم بهش میگم قیول نمیکنه حتی عمم زنگ زده واقعا نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد به زمین و زمان فحش بدم بشینم گریه کنم بعد ۲سال میخواستیم بریم رودخونه شنا
واقعا انصافه بخاطر یمشت خرافت ؟؟؟؟؟؟؟