2777
2789

تو را هر صبح میان صلح بشری می خوانم 

میان خنده های انسانیت 

بین فعالیت مهربانانه کبوتران 

میان ندای عدالت بلبل 

در شلوغی آرام تسبیح های سرو 

در بی قراری لاله ها 

یا قامت بستن آفتابگردان ها به نماز آفتاب 

تو را من در میان رقص سنتی واژگان صدا میزنم 

و مطمئنم روزی از کوچه های دل گرفته بی تو 

از خیابان های دلتنگ 

عابری با عکس تو خواهد گذشت 

آن روز که خودش را بهار معرفی خواهد کرد ....


حال ما کجا دانند اهالیِ شهر

که تن و پیراهنم 

در هوای خُنَکِ چشمانت 

بِسان بادبادکی

پرواز و پَر باز میکنند


کنار منی

که سهراب میخوانم

که هم لحظه ی بارانم

که عاشق و سرزنده و سامانم

که هر صبح

از پنجره ی امیدم میتابی

که خورشید منی جانا... 


#علی_سلطانی

 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هرچه گشتیم نبود در این شهر اهل دلی 

اهل دل در سکوت سازها 

در مرثیه های غزلی عاشقانه 

در آتش خاموش دلی 

چشم‌هایشان سیلاب خشک شده ای ابرهایی  می شود 

که مردم را تا ابد در زیر چتر حسرت فرو خواهد برد 

بداهه#  

اک ب من خیانت کرده باشه شکست عشقی برای منه یا برای اون ؟

قطعا اون 

اونه که خودش رو باخته و در تنگنای هوس 

آغوش تاریکی رو بغل کرده 

شما که هر روز خورشید به نور چشمانتون‌ سلام می کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز