دوست دارم تاریکی شب را در آغوش کشم
و در بوسه های عمیق موج های اقیانوس فرو بروم
دوست دارم در کوچه های خلوت تنهایی
روبروی خودم بنشینم
روبروی حسرتی که از شرم صورتش سرخ می شود ...
آری من زندانی سیاهی ام
منی که هیچ چراغی را در چشمان دنیا روشن نکرده ام
بداهه#