بچه ها من هم نیم که برا خواهرش خواستگار اومده بود خواستگاره اومد چهره خوبی داشت معمولی بود و نظامیه و عشق خواهرمم دیروز زنگ زد بابام که توروخدا ندینش و من زندگی بهتر از زندگی الانش میسازم براش و... حالا بابام یه هفته وقت داده به عشق خواهرم اما راضی نیست به این ازدواج و میگه پسره بی ادبه و زندگی خوبی نخواهید داشت اما اگه میخوای من یه سری وظایف درقبال تو دارم انجامش میدم و دیگه هم کاریت ندارم شما بودید عشق تون رو انتخاب میکردید یا حرف پدرتون رو گوش میکردید به خدا حال عشق خواهرمم افتضاحه دیروز 60بار زنگ بابام حالام قراره تااخر هفته باباش زنگ بزنه بابام ولی خب بابام راضی نیست به این ازدواج میگه نظامیه