من تابیست سالگی اطراف همدان زندگی میکردم مجبور بودیم خونمونو عوض کنیم خانوادم میگفتن بریم تو خود همدان(بیشتر فامیل و دوستامون اونجان) ولی من احمق گیردادم بیایم کرج (اینجا فامیل هم داریم )اما در کمال ناباوری همه چی جور شد اومدیم و الان یک سال و نیم میگذره من پشیمونم ن دوستی دارم اینجا ن هیچی جای تفریحی نداره همدان ب اون قشنگی😭 ب کروناهم ک خوردم دانشگاها تعطیل شد دو ترمم مونده تموم شع.دلم میخاد برگردم ب گذشته چقدر دورم شلوغ بود و بهترین زندگی داشتم ولی الان صبح تا شب تو خونه تنها. خونه گرونه همدان نمیتونیم دیگ برگردیم بگیریم
اصن حالم بده انگار ده سال پیر شدم اینجا
فقط ی دختر فامیلمون اینجا هست فقط با اون میگردم.
من چیکار کنم دارم داغون میشم مامانمم همش میگ تقصیر تو شد