_امروز چقد تلخی؟؟ +دلتنگی ادمو مثل چایی مونده تلخ میکنه شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک.._ بی حوصلگیت واسه چیه؟ +مارا هرچه هست دگر حوصله ای نیست _چی شده؟+یجوری دلم گرفته انگار دنیام تباه شده.. _خدا بهت صبر بده +نمیشه جای صبر فقط پنج دقیقه بغلشو بده؟به چال گونش و چشاش زل بزنم.. _اسمون توام افتابی میشه +ابر اسمون ما همیشه سیاه بود دکتر.. _پس سهمت چی میشه؟ +سهم من از تموم دنیا هیچه.. _زندگی کن +زندگی کنم که تهش چی بشه؟ همینجوری این دنیا یه جوونی بهم بدهکاره.. _این حرفات فقط از رو دلتنگیه +دست خودم نیست که دلم براش تنگ میشه😔😔
نه عزیزم دست بزن داشت بچه ننه بود هی تحمل کردم دیگه عقیم بودنش و اینکه نمیتونستم مادر بشم و نتونستم تحمل کنم هردو ۲۵ سالمون بود ومعلم بودیم البته بعضی موقع ها عذاب وجدان میاد سراغم اما خدا رو گواه میگیرم اگه عاشقم بود و اخلاق بد نداشت عقیم بودنشو تحمل میکردم