من چندساله اینجوری میشم .. مثه چی میترسیدم ازش .. حتی همسرم واسم دعا گرفت ک دیگه اینجور نشم ولی فایده نداشت تنها درمانش اینه ک ترستو کنار بزاری .. اینقد تمرین کردم نترسم ک الان واقعا ازش هیچ ترسی ندارم حتی گاهی قبل خواب با شوهرم کلی درموردش حرف میزنم جوری شدم ک گاهی میگم خب دیگه من دلم واسه جنم تنگ شده بخوابم ک بیاد😂
دوستایه گلم فقط ترستونو کنار بزارید قول میدم جواب میده