عزیزم سلام
امیدوارم سال خوبی داشته باشی و عیدت هم خیلی مبارک باشه
خاموش داشتم میخوندم. پیامت به دردم آورد.
عزیزم من بچه خیلی دوست دارم. بنا به جبر اقتصادی نیاوردم. مجبورم هستم بچهدار نشم تا بچهی طفل معصومم تو سختی اقتصادی و محرومیت نباشه و از اون بدتر این سختیها رو تو کشور ایران و با این سیاستها و ایدههای عجیب مسئولان نکشه.
بچه تا به حال سقط نکردم و پیشگیریم سفت و سخته چون واقعا بچه نمیخوام ولی باردار هم بشم سقطش میکنم چون خیلی دوستش دارم. چون دلم نمیاد تو این دیوانهخانه یه بچهی معصوم رو بیارم. بزرگترین لطف منِ مادر به بچهم، تو شرایط فعلیم به دنیا نیاوردنشه
حامله بشم باید شغلم رو رها کنم. یه حقوق کفاف قسط و قرضهای ما رو نمیده. اونوقت عایدی ما نصف میشه و هزینههای بارداری و زایمان و بزرگ کردن بچه هم بهش اضافه میشه
بله این بچه دنیا بیاد هم رزق خونهی ما کم میشه. هم خودش سختی میکشه
میدونم خدا روزی رسونه و اون کودک کار هم بالاخره یه تیکه نون گیرش میاد بخوره و از گشنگی نمیره ولی کیفیت زندگی از صرفا زنده بودن مهمتره
بودن انگشتشمار بچههایی که از فقر زیاد خلاص شدن ولی انگشتشمارن. بقیه بچهها تو یه چرخهی دردناک فقر میافتن. مشکلات زندگی مثل اسید، استخوانهای نحیف و چشمای معصومش رو حل میکنه تو خودش
از اونطرف هم بودن بچههایی که از فقر شدید رسیدن به طناب دار. شدن محمد بیجه و غیره
تصمیم به نداشتن بچه برای منی که عاشق بچههام دردناکترین تصمیم عمرم بوده. لطفا تا تو شرایط من و امثال من نبودی قضاوت نکن
اگر مرهم نمیشی، نمک روی زخم نباش گلم
خدا بچههات رو برات نگهداره و چراغ خونهت روشن باشه همیشه. بچههات رو که بغل گرفتی و از بوی تنشون مست شدی برای آرامش دل من هم دعا کن و از خدا برام توی عملی کردن این تصمیم صبر بخواه