رفتی و نمیشوی فراموش؛ میآیی و میروم من از هوش.... #سعدی🍃
گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت
کس بی تو خوش نباشد رو قصه دگر کن
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود و بهار میآید.
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند؛ روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد، دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود و بهار میآید.