من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
❣❣دوتا مرد تو زندگیمه که از هرچیزی برام ارزشمندترن❣❣شوهری که نیمه زندگیم را کامل کرد 💑و پسری که تمام زندگیمه👨👩👦 دوستتون دارم جلتنمن های عزیزم😎👑🤍گرپدرتاج سراست👨💼 سلطان غم ها مادرست🧕 مادرشوهر و پدرشوهرمم رو خیلی دوست دارم🥰خدایا تو دلیم رو به تو سپردم👶🤍🦋🤍🦋🤍🦋🤍🦋🤍 امام رضا عاااشقتم💚💚