اینجوری نگو
یکیو میشناسم هرز هرز بود
وقتی ازدواج کرد ،خیلیا به دختری که قرار بود زنش بشه گفتن این اقا ادم بشو نیس هرزه
اما با دلبریاش ادمش کرد
پسره میرفت سر کار مدام زنگ میزد یا زنه زنگ میزد با اینکه کار پسره اداری بود و نباید تلفن بگیره دستش همش پای دلبریای زنش بود
حرفایی میزنید
زن کنترل نکنه شل بگیره و بگه من زنشم مهریهمو این میکنم و اون میکنم مسلمه مرده زده میشه