عزیزم دو تا سوال دارم ازتون
اول اینکه وقتی بچت ون گریه میکنه و شما دارید یه کاری میکنید توی خونه اقوام شوهر ، چیکارمیکنید ؟ من دارم ظرف میشورم با خواهرشوهرم اینا و بچم بهونه م رو،میگیره یا گریه میکنه و من اگه برم ، بدشون میاد و میگن چیزیش نیست بابا نگران نباش . یعنی بهوونه نیار و جیم نزن و انتظار دارن بچم رو بسپارم دست بچه خورده ها و برم کمک شون.یکبار ظرف نشستم چون بچم که دو سالشه میگفت باید بریم توی حیاط و منم دست کسی نمیسپردمش چون بهش حسودی میکنن و میترسم ، بعد همشون باهام بد شدن و میگفتن حالا تو این میوه رو ببر بچرخون و احترامم رو ومتر میگرفتن
دوم اینکه مادر شوهرم با این لحن میگه ؛ مثلا میگم خواهر شوهرم نمیزاره کمکش کنم ، بعد میگه بزار کمکت کنه زینب واسه خودش خوبه ، بزار کمکت کنه عزیزم به خاطر خودش ، خوبه واسش .
فقط این رو میگه من چی جواب بدم ؟ بعد خودش میاد و میگه یه اسکاج به من بده تا من بشورم یه اسکاچ بده نا کمکت کنم و اونم میگه نه به خدا نمیزارم کمک کنید اسکاج ها رو هم قایم کردم