2777
2789
عنوان

دردل😭

338 بازدید | 30 پست

سلام خانوما. من 1سال و نیمه ازدواج کردم شوهرم قبل من ی ازدواج ناموفق داشته. ولی من مجرد بود. تو این یکسال ونیم شکر خدا رابطمون خیلیی عالیه اونطور ک من شنیدم مشکل از همسر سابق شوهرم بوده واسه جدایی

. من از اول ازدواج نتوستم با ی سری چیزا کنار بیام مثلا اکثر وسایل خونه واسه ازدواج قبلیه همسرمه. و من هیچ حس مالکیتی نسبت ب اون وسایل ندارم. و ی چیز دیگه اینکه احساس میکنم فامیل و خونواده شوهرم از اول زیاد ازدواج من براشون مهم نبود. تقزیبا نصف اونایی ک مراسم دعوت بودن بعدا واسه کادو دادن نیومدن در حالی ک سمت ما ب شدت رسمه این چیزا.حتی مادر شوهرم و پدر شوهرم ن کادو ازدواج داد ن کادو خونه جدید ولی الان چون رابطه با هم خوب بوده همه جا  بخوبی ازم تعريف میکنن. بنطرتون من ب این رابطه خوب باهشون ادامه بدم یا ب روشون بیارم ک واسه من هبچ کاری نکردن؟ یا واسه وسایل خونه چیکار کنم. 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مهم شوهرته که خوبه.بیخیال بقیه

اخه حرصم میگیره وقتی این چیزارو مبینم. مثل خوره افتاده ب جونم. چن بار با شوهرم در میون گذاشتم ولی انقد خوب جوابمو میده ک بعدش عذاب وجدان میگیرم. قول داده تمام سعیشو بکنه تا وسایل عوص کنه ولی انقد همه چی گرونه نمیشه

عزیزم بیخیال نقطه ضعف دستشون نده زیادم باهاشون گرم نگیر. وسایلم عوض کن مگه جهیزیه نداشتی خودت

سمت ما زیاد رسم جهیزیه نیست فقط وسایل اشپزخونه با عروسه ک خریدم ولی بقیه چیزا با مرده. ک شوهرم بخاطر مهریه همسر سابقش و گرونی نتوست عوض کنه.

اخه حرصم میگیره وقتی این چیزارو مبینم. مثل خوره افتاده ب جونم. چن بار با شوهرم در میون گذاشتم ولی ان ...

عزیزم من عشقم مثه شوهر تو همیشه خوب جوابم میداد من هی غر میزدم اما بلاخره مردا هم حدی دارن.یهو عصبانی شد حرمتای بینمون از بین رفت.میدونم ناراحتی ولی نذار شوهرت ازت ناراحت بشه.یه مدت بیخیال باش

عزیزم منم شرایطی مثل توداشتم بااین تفاوت که شوهرمن توعقدازاون خانم جداشده بودندواسه همین مشکل وسایل واین چیزانداشتم،اماخانواده شوهرمنم ازدواج من واسشون یه چیزعادی بودبااین که شوهرمن تک پسره اماشب عقدم حس میکردم ذوقی واسه عقدش ندارندشایدچون واسشون تکراری بود،هنوزم بعدهشت سال این حس هامیادسراغم،اماخودت بایدبهش غلبه کنی ونزاری باعث مشکل توزندگیت بشه ،شکرخداهمین که میگی رابطت باشوهرت خوبه کافیه پس بچسب به زندگیت ونزارافکارمنفی بیادسراغت

❤❤لذت یعنی باهم بریم اتاق معاینه،صدای ضربان کوچولویی که قراره تاره بیادروبشنویم👌👌👌❤❤
نه بابا دنبال خراب کردن زندگیتی مگه

ن ولی موندم چطوری دلمو اروم کنم. منم مثل هر دختر دیگه دوست داشتم وسایلو خودم انتخاب کنم ولی نشد. الان کارم شده نگا کردن عکسای خونه بقیه تو اینستا

عزیزم من عشقم مثه شوهر تو همیشه خوب جوابم میداد من هی غر میزدم اما بلاخره مردا هم حدی دارن.یهو عصبان ...

خودمم میترسم بخدا از این موضوع ک صبرش تموم شه. بیشتر اوقات بعد اینکه در این مورد حرف زدیم و من ناراحتیامو گفتم بعدش عذرخداهی میکنم ک ناراحتش کردم

سلام عزیزم

شما5سال پیش من هستید

منم مجردبودم و همسرم تجربه یه زندگی8ساله رو داشت...(تواوج نامردی بهش خیانت کردو باپسردایش زندگیشوخراب کرد)

خیلی خیلی در حقش نامردی شده بودو باهزاراماواگرباهاش ازدواج کردم

خدابهمون یه کوچولوداده خداروشکر زندگی بروفق مراد ...فقط حرفها

نگاهها و رفتاربقیه گهگلاهی اذیتم میکنه

ازاولم بود من برای خودشو و خونوادش سنگ تموم گذاشتم خداروشکر خودش خیلی قدردانه ....مشکل اصلی من حضور اون خانمه

ایشون همسرپسردایی همسرشده و هرچند وقت یکبار بقیه به گوشم میرسونن هرچند همسر زیاد توجه نمیکنه ولی بازهم ادم خیلی اذیت میشه...

اینم بگم من تو خونه مشترگ اونانرفتم

وسیله هامو کامل جدید خریدم و مستاجر بودیم تااون خونه رو فروخت و یه جای دیگه زندگی میکنیم...هرچقدر هم خوب و خوش باشیم بازم زندگیم زیر ذره بینه....همیناباعث شده خیلی مهمونیارونرم اعصابم نمیکشه باحرفای خاله زنگ بقیه

خداجونم حافظ خونوادم باش

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز