سلام عزیزم
شما5سال پیش من هستید
منم مجردبودم و همسرم تجربه یه زندگی8ساله رو داشت...(تواوج نامردی بهش خیانت کردو باپسردایش زندگیشوخراب کرد)
خیلی خیلی در حقش نامردی شده بودو باهزاراماواگرباهاش ازدواج کردم
خدابهمون یه کوچولوداده خداروشکر زندگی بروفق مراد ...فقط حرفها
نگاهها و رفتاربقیه گهگلاهی اذیتم میکنه
ازاولم بود من برای خودشو و خونوادش سنگ تموم گذاشتم خداروشکر خودش خیلی قدردانه ....مشکل اصلی من حضور اون خانمه
ایشون همسرپسردایی همسرشده و هرچند وقت یکبار بقیه به گوشم میرسونن هرچند همسر زیاد توجه نمیکنه ولی بازهم ادم خیلی اذیت میشه...
اینم بگم من تو خونه مشترگ اونانرفتم
وسیله هامو کامل جدید خریدم و مستاجر بودیم تااون خونه رو فروخت و یه جای دیگه زندگی میکنیم...هرچقدر هم خوب و خوش باشیم بازم زندگیم زیر ذره بینه....همیناباعث شده خیلی مهمونیارونرم اعصابم نمیکشه باحرفای خاله زنگ بقیه