سلام من دنبال یه رمانیم که دختر با پسرعموش ک فک کنم اسمش حمید بودع ب اجبار ازدواج میکنع بعد در دوران عقد تصادف میکنن و دخترع نابینا میشع پسرع هم طلاقش میدع...دخترع با خواهر و مامانش زندگی میکنن و مامانش هم خیاط...ی روز ک دخترع داخل پارکع با ی دختر دیگع آشنا میشع و نقاشیشو میکشع و برادر دخترع خرج عملشو میدع...ممنون میشم کمکم کنید اسمشو پیدا کنم