بچه ها قلبم داره میترکه دارم دق میکنم من هفت ساله ازدواج کردم اصلا فکر نمیکردم شوهرم اهل خیانت و این حرفا باشه .ولی ازهمون اول با من سرد بود ن حرف عاشقانه ای ن بوسه ای ن چیزی
گوشیش رمز داره هروقت اعتراض میکردم بهم میگفت دوستام فش میفرستن نمیخوام بخونی کم کم من شکاک شدم دیدم تا صبح میشینه با گوشی بازی میکنه تا اینکه پیگیر شدم دیدم یواشکی ایستنا داره و ب شدت ب یه دختره پا داده تو کامنتا حالا دیشب تو استوری عکس ی گل گذاشته بود من شک کردم گفت پسر عموم فرستاده رفتم تو پیج اون دختره دیدم اره اون گله رو دختره فرستاده براش
بچه ها قلبم داره میترکه دارم دق میکنم من هفت ساله ازدواج کردم اصلا فکر نمیکردم شوهرم اهل خیانت و این ...
پس چرا باهات ازدواج کرد مگه زوری بوده
یک عصرِ دل انگیز،در ایوانِ پر از گل و آب پاشی شده روی صندلی های چوبیِ قدیمی همراه با صدای قِژ قِژِشان و آواز قناری ها😍تو با چایی در دست و،با آن لبخند جذابت خیره شده ای،به گلی که لا به لای موهای بافته ام جا خوش کرده💐 چایم را بدون قند خوردم بس که شیرین است😊 لبخندت حرف هایت به دلم مینشینند،آرامش دارند،مثل نشستن دانه های برف بر دلِ زمین،همانقدر لطیف،همانقدر آرام …❤همسرم از صمیم قلب عاشقتم مردِ،خوبه من❤
حالا صبح ب دختره پیام دادم نوشتم منم مثل تو زن هستم کمکم کن این عکسه شوهرمه اصلا باور نکرد گفت این پسره متاهله تا اینکه عکس شوهرم کنار بچه هام فرستادم باور کرد گفت من بااین امید بهش شماره وات داده بودم ک بهم گفته بود تنها زندگی میکنه ن زنی داره ن بچه ای ن خانواده ای بهم قول داده ماه دیگه بیاد خاستگاریم