بچه ها من دو سه روز پیش هم تاپیک زدم گفت شوهرم با دوستاش مشروب خورده بود منم فهمیدم و بهش گفتم چرا خوردی اونم گفت تو پدرمی یامادرمی منم بهش گفتم درسته که نه پدرتم و نه مادرتم ولی من زنتم نباید بفهمم شوهرم داره چیکار میکنه اونم گفت ب تو هیچ ربطی نداره هر کاری دلم خاس میکنم از سر بابات گنده تر حرف نزن گفت تو زنی نباید تو اینجور چیزها دخالت کنی ..... منم هیچی نگفتم و امروز هم دوستش بهش زنگ زد گفت شماره مشروب فروشی رو بهم بده منم گفتم عزیزم دوستات شماره مشروب فروش از تو میگیرن تو شمارشو داری ؟ بهم گفت اون روز بهت گفتم اگ یبار دیگ هم دخالت کنی حرف اضافی بزنی با دستای خودم تو رو میکشم .... تو رو خدا بگین چجوری باهاش رفتار کنم چیکار کنم ؟؟ خسته شدم
مادر بزرگم همیشه میگ ... هر چقد با دیگران خوب باشی بدی میبینی ولی بر عکسش هر چقد بد باشی همیشه بهت خوبی میکنن .... واقعا راس میگه