یکی از بدترین سوتیهام دوران نامزدیم بود که با دوستای شوهرم که مجرد بودن و یه دوست دیگشون که متاهل بودن میخواستیم بریم بیرون هر چی اصرار به خانومه کردم که بیاد تو ماشینمون که خوراکی بخوریم باهم خانمه میگفت نه من پیش شوهرم تو ماشین خودمونیم و نیومد منم رفتم بهش بگم از گرسنگی اونجا ساگ میگیری اشتباهی گفتم از گرسنگی اونجا ساگ بزن باش بعد کلا همه جا سکوت و بعدش همه غش رفتن منم کلا نابود شدم حس میکردم از صورتم اتیش میاد بیرون