2777
2789
عنوان

دلتنگی

| مشاهده متن کامل بحث + 1806 بازدید | 113 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عمیقا درکت میکنم

دلت تنگ میشه سنگینی که رو قلبت هست،یاد خاطره هاش میفتی براش هرکاری کردی ولی میدونی برات تلاش نکرد

 منم گذروندم این روزارو

الان بعد دوسال دیگه هییییییچ اهمیتی برام نداره هیچیا

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني 

تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ موج تمنای دلم گفتی : دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا تا کی برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود


ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم   
یه هفتسس بعد چارسال زندگی طلاق گرفتم ک یه سال قهر بودما .این اشتباه رو عاشقم .اما کاریش نمیشه کرد . ...

عزیزم عزیزم خیلی ناراحت شدم و متاسفم .. به خودت برس و تو هم زندگی کن .. کاش بااین قصه ها خودمم خوابم ببره . دعاکردم برات . یه صلوات :) 

من مهرناز ۲۵ سال دارم :) ازبس تو تاپیکا سنم رو میخواین گفتم اینجا درج کنم بهتره   

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبورت نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت :

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم   
عمیقا درکت میکنم دلت تنگ میشه سنگینی که رو قلبت هست،یاد خاطره هاش میفتی براش هرکاری کردی ولی میدونی ...

ولی من باگذشت این همه سال نتونستم فراموشش کنم 

دست خودم نیست 

اصلا زمین و زمان  ،هی بهم یادآوریش میکنن 

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني  تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای ...

♥به به عالی بود عاااالی 

من مهرناز ۲۵ سال دارم :) ازبس تو تاپیکا سنم رو میخواین گفتم اینجا درج کنم بهتره   
عمیقا درکت میکنم دلت تنگ میشه سنگینی که رو قلبت هست،یاد خاطره هاش میفتی براش هرکاری کردی ولی میدونی ...

:) من دارم به این فکر میکنم چرا خوبیامو ندید 

وقتی به همه میگفتم متعهدم اون بابقیه بود و .. سرگرم 

من مهرناز ۲۵ سال دارم :) ازبس تو تاپیکا سنم رو میخواین گفتم اینجا درج کنم بهتره   
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز