۱۲ساله بودم ازخواب بیدارمیشدم صدای پا میشنیدم ازترس مادرموبیدارمیکردم خدای تامادرم چشاش باز میکرد صدا قطع میشد
دوباره میرفتم سرجام دوباره همون صدا منم دیگ برام عادی شده بودگرفتم خوابیدم
خیلی عجیب بود دراتاق هم بازبود نگاه کردم کسی توحیاط نبود کناردستشوی وحمام قدم میزد👿💀