پنجشنبه بامامانم رفتم پیاده روی موقع برگشت
گفتم مامان زنگ این خونه رو میزنم فرارکنیم
گفت دختر من پا دارم فرار کنم راهت وبکش مثل بچه آدم برو هرچی گفتم تو جلوتر برو من بزنم در برم قبول نکرد منم زدم در رفتم مامانم جاموند
وسط خیابون از خنده روده بُر شده بودم
دخترباس عین من آتیش پاره باشه🤣🤣🤣