ماروتوخونه راه نمیده بریم هم همه کارهاروخودمون انجام میدیم توخونه کاری نمیکنه بابام خودش غذادرست میکنه فقط وقتی خواهربرادرهاش بیان درست میکنه خونه شده شبیه آشغال خونه هرچی بابام میخره غرمیزنه ایراددرمیاره هرسال براش روزمادرکادومیخریم اخم میکنه این چیه دوسال پیش کادوی منوجلوچشمم انداخت سطل زباله هرروزه خدابا بابام دعوادارن