برادر شوهرم داره طلاق میگیره دوتا بچه داره منم دوتا شدن ۴ تا از اون ورم خودش داره سنگ میندازه جلو پا منو شوهرم انگار داره طلاق میگیره ما هم باید دعوا کنیم ابله نمیگه دستت درد نکنه بچه هارو نگه میداری دستم بشکنه که نمک نداره خدا خودش جا حق نشسته ما فراموشش میکنیم ولی خدا فراموش نمیکنه میدونم ی جا دستمو میگیره میگه بلند شو از این به بعد دوران تو شروع میشه