2777
2789
عنوان

داغدیده

| مشاهده متن کامل بحث + 675 بازدید | 25 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میدونید از خودم بدم میاد از خودم متنفرم خیلی درگیر شوهر و بچم بود کم ب این خواهر کوچولوم رسیدم حالا ...


عزیز این عذاب وجدانت بخشی از مراحل سوگواریه. خودت سرزنش نکن. مطمینم اونقدر ک خودت فکر میکنی کوتاهی نکردی و خواهرت ازت راضیه و الانن دوست نداره اتقدر خودت اذیت کنی‌ 

منم تازه داغ دیده م. ان شالله خدا پاداش صبرت میده . دتیا اوتقدرها طولانی تیس. ب زودی همه مون عزیزانمون ملاقات میکنیم و میبینیم ک این انتظار کمتر از چشم بهم زدن بوده. سعی کن با خوندن قران و ادعیه و خصوصا زیارت عاشورا ب خودت کمک کنی. پیش روان شناس هم ک همونطور ک دوستلن گفتن، برو. 

من‌ مادر دو فرشته آسمانیم💫💫 یکی در دستان خدا آرمیده و دیگری در آغوش من💞 
عزیز این عذاب وجدانت بخشی از مراحل سوگواریه. خودت سرزنش نکن. مطمینم اونقدر ک خودت فکر میکنی کوتاهی ن ...

نمیتونم قران و دعا بخونم هنوز باور نمیکنم چ بلاهایی سرم اومده داغ این مصیبت کمرمو خم کرده نمیخام باور کنم شما چ داغی دیدی چ جوری میتونی تحمل کنی 

ای دل چه خوب بود تو را هم نداشتم... 
نمیتونم قران و دعا بخونم هنوز باور نمیکنم چ بلاهایی سرم اومده داغ این مصیبت کمرمو خم کرده نمیخام باو ...

میفخمم. خیلیییی سخته. ان سالله خدا کمکت میکنه. چاره ای نیس حز اینکه ب خدا توکل کنی و ب خاطر بچه ت دوباره با زندکی رو ب رو بشی. 

من‌ مادر دو فرشته آسمانیم💫💫 یکی در دستان خدا آرمیده و دیگری در آغوش من💞 

عزیز دلم با تمام وجود درکت میکنم .منم ی مادرداغ دیده ام .هفت ماهه ،پسرک هفت ساله ام رو از دست دادم .پسرکم سالم بود .کلاس اول بود .یهو تب کرد .براش شیاف گذاشتم تا تبش کنترل بشه ببرمش بیمارستان .یهو تشنج کرد و جلوی چشم من و پدر و خواهراش توکما رفت .بعداز سه چهار روز پسرکم تنهامون گذاشت .

روزهای سختی رو دارم پشت سر میگذارم .بخاطر دو تا دخترام مجبورم محکم باشم .شبها سر سجاده ام گریه میکنم ولی روزها سعی میکنم اروم باشم .بینهایت سخته .با نماز خوندن و دعا و ذکر خودم رو اروم میکنم .البته اعضای خانواده ام هم همینکار رو میکنن .ارتباطمون با خدا بیشتر شده .

و تنها چیزی که ارومم میکنه اینه که این دنیا فانی هست و بالاخره دیر یا زود منم میرم پیش پسرکم .

شماهم سعی کن سوگواریت را داشته باشی .ولی از خدا گله نکن .

به این باور برس که وقتی کسی این دنیا را ترک میکنه روحش به تکامل رسیده و رسالتش دراین دنیا به پایان رسیده .

و باز به این باور برس اگر بی تابی زیاد کنی ،روح خواهر و مادرت در عذابه .چون از دیدن ناراحتی شما غمگین میشن .ارواح زنده اند .وکاملا اشراف دارن به این دنیا .

حتما مراحل سوگواریت را طی کن .ولی بعد که اروم شدی برای شادی روحشون حتما قران بخون .فاتحه بفرست .دعا کن .باهاشون حرف بزن .مطمئن باش حرفهایت رو گوش میکنن .

به فکر دخترکوچولوت و همسرت باش .سخته میدونم ولی تو درقبال انها مسئولیتی داری .

انشالله هم شما دراین دنیای فانی و بی ارزش به ارامش برسی و هم روح مادر و خواهر عزیزت درارامش باشه .

براتون ازخدا صبر میخواهم .

عزیز دلم با تمام وجود درکت میکنم .منم ی مادرداغ دیده ام .هفت ماهه ،پسرک هفت ساله ام رو از دست دادم . ...

وای عزیزم الهی بگردم منم درکت میکنم چی کشیدی و میکشی فقط داغ دیده ها حال همو میفهمن اخه مرگ ناگهانی جوون و بچه ها خیییلی سخته من بدم میاد از خودم ک زنده ام و خواهرکوچیکترم رفته نمیتونم باورکنم نمیتونم هضم کنم حوصله هیییییچ کاری ندارم فقط تو نت در مورد مرگ سرچ میکنم دلم میخاد منم برم پی مامان و ابجیم ولی از مرگ هم میترسم از زنده بودنمم بیزارم کاش زمان برمیگشت ب عقب حالم خیلی بده 

ای دل چه خوب بود تو را هم نداشتم... 
وای عزیزم الهی بگردم منم درکت میکنم چی کشیدی و میکشی فقط داغ دیده ها حال همو میفهمن اخه مرگ ناگهانی ...

عزیزم میدونم الان حالت خوب نیست .داغ دیدی .تا میتونی گریه کن .برو یک جائی که بچه ات نباشه داد بزن بلند گریه کن .

ولی خواهش میکنم برای بچه ات هم مادری کن .

درمورد مردن هم عجله نکن .هروقت اجلت سر برسه میری پیش مادرت .

به این فکر کن بعد از مرگت ،کی برای بچه ات مادری کنه .

تمام حالاتت طبیعیه .منم همینجوربودم .

به خودت زمان بده 


عزیز دلم با تمام وجود درکت میکنم .منم ی مادرداغ دیده ام .هفت ماهه ،پسرک هفت ساله ام رو از دست دادم . ...

وای عزیزم بمیرم واسه دلت! زبونم بند اومد وقتی خوندم. 

من فقط ۵ روز مادر بودم. الان دوماهه ک گذشته و هنوز نتونستم خودم حمع و جور کنم. هنوز شبا گریه میکنم. تنهاییام گریه میکنم. این  ۵ روز رو ضربدر چند بکنم ک بشه هفت سال! مادری. 

خیلی روح بزرگی داری. خوش ب حالت.  ادم قوی هستی حتما. و خدا احر زیادی بهت میده.

غم فرزند میگن بزرگترین غمه😔همسزم همه ش میگه خدا جبران میکنه. رضایتش بدست میاریم. ولی من همه ش شبا لباسایی ک واسش خریده بودیم، بغل میکنم و میخوابم. همه ش تو تنهاییام ب یادش گریه میکنم.اخه بچه دیگه ای ک ندارم. 

 بعد ب خودم میگم نکنه خدا بدش بیاد؟ نکنه ناشکری و گلایه محسوب شه!😔 تو میدونی؟  میدونی این کارام باعث عدم زضایت خدا میشه؟ یا نه؟ 

من‌ مادر دو فرشته آسمانیم💫💫 یکی در دستان خدا آرمیده و دیگری در آغوش من💞 
وای عزیزم بمیرم واسه دلت! زبونم بند اومد وقتی خوندم.  من فقط ۵ روز مادر بودم. الان دوماهه ک گذ ...

سلام عزیز دلم .خدابه دلت ارامش بده .

میدونم خیلی سخته .بچه از وقتی تو شکم مادره تا بزرگ هم بشه وقتی ازدست بره برای مادر سخته

من خودم رو قوی نمیدونم .لطف خدا شامل حالم شد تا بتونم سرپا باشم .

عزیزم سوگواریت رو انجام بده .گریه کن .داد بزن ولی خواهش میکنم کفر نگو .به خدا نگو چرا من ؟

اون فرشته تو عمرش تا همون موقع بوده و باید میرفته .ما از حکمت خدا هیچ چیزی نمیدونیم .

و اگه اعتقاد داری ،بدون تو و شوهرت الان یک فرشته بهشتی داری که حواسش به شما هست و دعا گوتونه

با فرشته ات حرف بزن .روح کوچولوت میفهمه .باهاش دردل کن و ازش بخواه که برات ارزوی صبر کنه 

صبور باش .تو هنوز جوانی و انشاالله که بزودیدصاحب یک فرزند سالم میشی .

نگران نباش گریه کردن یک فرایند طبیعی هست و کفر به حساب نمیاد.دلتنگی ادم هیچ وقت از بین نمیره .

حتما حتما وسایل کوچولوت رو جمع کن .

تا میتونی دعا کن .ارتباطت را با خدا قوی کن .خدا صدات رو میشنوه .شاکر خدا باش .

عزیزکم همه ما توسط الله ازمایش میشیم .

به این فکر کن که همه ما یک روزی باید کوچ کنیم .و اون زمان فرشته هامون رو میبینیم .


من تقریبا دوماه پیش ،همسرم سر یک عفونت ساده دندان روانه بیمارستان شد و کارش کشید به اتاق عمل .یک دقیقه همسر من ایست قلبی داشته و احیاش کردن .تا صبح من فقط از خدا خواستم که شوهرم رو برگردونه .و معجزه خدا را دیدم 

وقتی پسرکم تو کما رفت چقدر دست به دعا شدم .همه فامیل و دوست و اشنا دعا کردن ،ولی خداصلاح ندونست بیشترازاین پسرکم بمونه و باید میرفت .چون رسالتش دراین دنیا به پایان رسیده بود و روحش به تکامل رسیده بود .

ولی همسرم موند چون هنوز رسالتش به پایان نرسیده و روحش به تکامل نرسیده .

سعی کن تو خونه خودت رو مشغول یک کاری کن .

من مربی هنر هستم .با گلدوزی سرم رو گرم کردم .


و دراخر دلت رو بسپار به خدا .ذکر زیاد بگو .انشاالله به وقتش دوباره باردار میشی .

برای ارامش دلت دعا میکنم دوست عزیزم 



سلام عزیز دلم .خدابه دلت ارامش بده . میدونم خیلی سخته .بچه از وقتی تو شکم مادره تا بزرگ هم بشه وقتی ...

فدای تو❤❤

من‌ مادر دو فرشته آسمانیم💫💫 یکی در دستان خدا آرمیده و دیگری در آغوش من💞 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

وصلین⁉️

gogoliiizade | 25 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز