سلام عزیز دلم .خدابه دلت ارامش بده .
میدونم خیلی سخته .بچه از وقتی تو شکم مادره تا بزرگ هم بشه وقتی ازدست بره برای مادر سخته
من خودم رو قوی نمیدونم .لطف خدا شامل حالم شد تا بتونم سرپا باشم .
عزیزم سوگواریت رو انجام بده .گریه کن .داد بزن ولی خواهش میکنم کفر نگو .به خدا نگو چرا من ؟
اون فرشته تو عمرش تا همون موقع بوده و باید میرفته .ما از حکمت خدا هیچ چیزی نمیدونیم .
و اگه اعتقاد داری ،بدون تو و شوهرت الان یک فرشته بهشتی داری که حواسش به شما هست و دعا گوتونه
با فرشته ات حرف بزن .روح کوچولوت میفهمه .باهاش دردل کن و ازش بخواه که برات ارزوی صبر کنه
صبور باش .تو هنوز جوانی و انشاالله که بزودیدصاحب یک فرزند سالم میشی .
نگران نباش گریه کردن یک فرایند طبیعی هست و کفر به حساب نمیاد.دلتنگی ادم هیچ وقت از بین نمیره .
حتما حتما وسایل کوچولوت رو جمع کن .
تا میتونی دعا کن .ارتباطت را با خدا قوی کن .خدا صدات رو میشنوه .شاکر خدا باش .
عزیزکم همه ما توسط الله ازمایش میشیم .
به این فکر کن که همه ما یک روزی باید کوچ کنیم .و اون زمان فرشته هامون رو میبینیم .
من تقریبا دوماه پیش ،همسرم سر یک عفونت ساده دندان روانه بیمارستان شد و کارش کشید به اتاق عمل .یک دقیقه همسر من ایست قلبی داشته و احیاش کردن .تا صبح من فقط از خدا خواستم که شوهرم رو برگردونه .و معجزه خدا را دیدم
وقتی پسرکم تو کما رفت چقدر دست به دعا شدم .همه فامیل و دوست و اشنا دعا کردن ،ولی خداصلاح ندونست بیشترازاین پسرکم بمونه و باید میرفت .چون رسالتش دراین دنیا به پایان رسیده بود و روحش به تکامل رسیده بود .
ولی همسرم موند چون هنوز رسالتش به پایان نرسیده و روحش به تکامل نرسیده .
سعی کن تو خونه خودت رو مشغول یک کاری کن .
من مربی هنر هستم .با گلدوزی سرم رو گرم کردم .
و دراخر دلت رو بسپار به خدا .ذکر زیاد بگو .انشاالله به وقتش دوباره باردار میشی .
برای ارامش دلت دعا میکنم دوست عزیزم