سلام بدترین لحظه عمر من ۳ سال پیش وقتی باگریه لباس های عقدمو باکسی که عاشقش بودم جمع کردم تا بدم ببرنش انقدر از ته دل گریه میگردم یعنی وقتی یادم میوفته موبه تنم سیخ میشه بدترین بدترین لحظه عمرم بوده اصلا نمیشه اسمشو گذاشت گریه کردن انگار قلبم شدع بود ۵ برابر میخواست بترکه خیلی زجر آور ناراحت بودم و گریه میکردم
بدترین دوره عمرم وقتی بود که شوهرم موقع کار از پشت بام افتاده بود و مهره های کمرش شکسته بود، من تنهای تنها با دختر سه ساله ام بیمارستان رفتم، خدا هیچکس رو غریب نکنه به معنای واقعی کلمه غریبی رو حس کردم
آقا یه فال میخری♣/خانم تورو خدا/خواهش میکنم🌹/فقط یه فال😢/دخترک فال فروش شهر منم👧💕/برایتان فال گرفتم😍/مژده هی دل که مسیحا نفسی می آید😊/که زانفاس خوشش بوی کسی می آید👞
سه ساله هر روز دارم میگم تموم میشه درست میشه فقط بدتر میشه دیگه بی حس شدم
آقا یه فال میخری♣/خانم تورو خدا/خواهش میکنم🌹/فقط یه فال😢/دخترک فال فروش شهر منم👧💕/برایتان فال گرفتم😍/مژده هی دل که مسیحا نفسی می آید😊/که زانفاس خوشش بوی کسی می آید👞