سلام بدترین لحظه عمر من ۳ سال پیش وقتی باگریه لباس های عقدمو باکسی که عاشقش بودم جمع کردم تا بدم ببرنش انقدر از ته دل گریه میگردم یعنی وقتی یادم میوفته موبه تنم سیخ میشه بدترین بدترین لحظه عمرم بوده اصلا نمیشه اسمشو گذاشت گریه کردن انگار قلبم شدع بود ۵ برابر میخواست بترکه خیلی زجر آور ناراحت بودم و گریه میکردم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
خدا لحظه اخر نجات میده لحظه اخر میبخشه تا قدرشو بیشتر بدونی
بی حس شدم نجات هم نداد نداد مهم نیست
من ضجه هامو زدم گریه هامو کردم دری باز نشد
به این وضعم عادت کردم به این حال و روزم اخت گرفتم
دیگه خدا هم نیومد اشکال نداره چون اینحا کسی منتظرش نیست
آقا یه فال میخری♣/خانم تورو خدا/خواهش میکنم🌹/فقط یه فال😢/دخترک فال فروش شهر منم👧💕/برایتان فال گرفتم😍/مژده هی دل که مسیحا نفسی می آید😊/که زانفاس خوشش بوی کسی می آید👞
عزیزم این حرفو نزن من چندروزپیش همین حسوداشتم وحتی دست به خودکشی زدم ولی بعدش که بهترشدم وبا مشاورحرف زدم فهمیدم خیلیا مشکلاتشون هزاربرابرمنه ومن حق ندارم مرگمو بخام ازخدا
لطفا یه صلوات واسه این که همینجوری خدا دستمون رو بگیره وهوامونو داشته باشه مهمونم کنین،انرژی میگیرم ممنون🙏