سلام به همه دوستان
ببخشید بانو که وسط بحث صمیمیت با همسر راحب موضوع دیگه ای صحبت میکنم . متاسفانه چند روز پیش رفتارهای بسیار نامناسبی از خواهر همسرم دیدم . ایشون از همسر من دلخور بود اخه همسر من دلسوزی زیادی داره نسبت به خانواده ش از طرفی اونا حرفش رو گوش نمیکنن و همین باعث عصبانیت شدید همسر من میشه که گاها منجر میشه به بی احترامی و داد و بیداد . و بشددددت هتاک و جواب پس بده هستن، بخاطر همین همسر من همیشه متهم هست به دخالت و عصبانیت و زبان تلخی و ....
اینم بگم که اونا خودشون وقتی به مشکلی برمیخورن زود زنگ میزنن همسر من و وقتی ایشون برای حل مشکل دست بکار میشن اگر نتیجه خوب بگیره که هیچ حتی تشکر هم نمیکنن ولی وقتی مشکل حل نشه و مشکل بزرگتری پیش بیاد تو بوق و کرنا میکنن که تو مقصری و ...
حالا تو یه بحثی ک اخیرا پیش اومد ایشون تو جمع بمن گفت تو تو زندگی من دخالت کردی و حرف بردی اوردی و ...
خداروشکر من از خودم مطمئنم دخالت و ... نکردم . ولی متاسفانه این بشر بشدت غیرمنطقی و سمی هست و حتی به برادر خودش رحم نداره و در هر شرایط ایشون و میکوبه چه برسه بمن که یک غریبه ام
با وجود اینکه عدم صمیمیت شعار همیشگی من بوده ولی همیشه مشکل دارم با این خانم یا بهتر بگم اون بامن مشگل داره
حالا نمیدونم واقعا باید چجوری رفتار کنم باهاش؟؟
چکار کنم اولا همسرم خیلی خودش رو دخالت نده تو کارهاشون
و یه مقدار ازون تعصب بیجایی که نسبت به خانواده قدرنشناسش داره دست برداره و خونسرد باشه؟؟؟
رویه خودم چی باشه تو ارتباط با اینها ؟ خیلی من گذشت میکنم خیلی کوتاه میام چون حوصله جنگ و دعوا ندارم و از طرفی میگم اینها واقعا مشکل دارن شخصیت درستی ندارن اصلا نمیشه باهاشون ارتباط سالم برقرار کرد
مادرش یه آدم دمدمی مزاج امروز قربون صدقه ت میره فردا جور دیگه، اصلا تحویلت نمیگیره 😕😕
نمیدونم دوستان خواهشا یخرده راهنماییم کنید این روزا همش به این فکر میکنم ک تو انتخاب همسر خیلی اشتباه کردم و باید بیشتر راجب خانواده ش و شرایطش فکر میکردم انقدر ذهنم مشغوله که حتی نمیتونم کارهام رو درست انجام بدم و زندگیم مختل شده
ممنون میشم نظراتتون رو بشنوم