ممنون بانو آرتمیس جان
من الان با خوندن این تاپیک میفهمم چقدددر پراشتباه بودم توی زندگیم. راستش همش حس خودسرزنشی بهم دست میده با یادآوری اشتباهاتم که خیلی دقیق و موشکافانه شما تحلیل کردید ولی بازم با خودم میگم اشکال نداره درسته سخته ذهنیتها رو عوص کنی و خودت رو اصلاح کنی ولی جلوی ضرر رو از هرجا بگیری منفعته خیلی ممنونم ازت بانوجان
در مورد رابطه با همسر و نداشتن صمیمیت زیاد من خیلی اشتباه کردم. همه مسائل خودم و خانوادم و فامیلم رو به شوهرم گفتم البته این اخلاق بد رو من از مامانم به ارث بردم که سیاست به هیچوجه نداره و طبیعتا ما هم ساده بار اومدیم و سیاست صفرررر
همسر من هیچوقت از حرفای من سواستفاده نکرده. ضمن اینکه چیزی نمیپرسه تا اینکه خودم بهش بگم
بیشتر وقتا هم نظرخاصی نمیده
در مور خانوادش هم خیلی راز نگه دار هست و خیلی از مسائل رو اصلا برای من عنوان نمیکنه که اینم باز تحت تاثیر تربیت خانوادگیش هست
خیلی وقتها من از این بابت ازش شاکی بودم که تو با من سیاست داری ولی اون اینجوری بار اومده دیگه
کلا خانوادگی خیلی سکرت هست همه چیزشون
در مقابل اون من شدیدا خودافشایی دارم
راستش شوهرم کلا کم حرفه من مجبورم اینا رو تعریف کنم که سکوت بینمون نباشه. اگر از این به بعد نخوام حرفی بزنم یا تعریفی از موضوعی یا از کسی کنم هردو طرف سکوت و سکوت و سکوت
شما از چی حرف میزنین؟ شوهر من حتی در مورد کارش دوستاش و یا... هم حرف نمیزنه. نه فقط خانوادش. کلا سایلنت هست🙄😢