2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394804 بازدید | 1784 پست
سلام بانوارتمیس عزیز .چقدر تحلیلتون ازین فیلم قشنگه.قبلا  بارهاو بارها به خاطرشخصیت شهرزاد این ...

مرسی عزیزم. یک جا بود فرهاد رو برده بودن برای اعدام، یادتونه؟

مامان و خواهر شهرزاد و مامان و خواهر فرهاد کنار هم و توی بغل هم گریه می کردن.

اما شهرزاد رفته بود پایین توی اتاق فرهاد و تنها گریه می کرد.

بخش زنانه و مردانه ی شهرزاد به یک نسبت فعاله.

هم استقلال خودش رو با حفظ فاصله رعایت میکنه (بخش مردانه) و هم گریه میکنه (بخش زنانه).

این یعنی صمیمی نباشید.

نمیره توی دست و پای مامان فرهاد بشینه تا اونم هی بهش دستور بده و بگه برو زنگ بزن، برو خبر بگیر، چای بیار برام، فشارم افتاد و اینا. یا از سر ناراحتی یک گله و شکایت و حرفی بزنه به شهرزاد. یا اصلا بگه تقصیر تو هست که جلوی فرهاد رو نگرفتی.

خودش خیلی عاقلانه رفت جدا تا حرف نشنوه و صمیمیتی ایجاد نشه. اما بعدش که فرهاد برگشت و خوابیده بود روی تخت و مامان فرهاد خوشحال بود، شهرزاد، مامان فرهاد رو دلداری داد و گفت بهش قرص دادم بخوابه، خوب میشه.

یعنی هر دو بعد رو داره شهرزاد.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

اما متاسفانه در آغاز ازدواج و رابطه با خانواده همسر، به اشتباه با رویکرد صمیمیت وارد رابطه می شویم. ...



کاش فقط اینا بود خواهرشوهرمن سر سفره غذا بی احترامی کرد از قصد یا من ببار مریض بودم شهرشون کته درست کردم تا معده ام خوب بشه از لجبازی اومد غذامو خورد درحالیکه قبلش گفته بودم مریضم فقط کته میتونم بخورم خانم پرستارم هست ولی شعورش صفره چون من عروسم میخواد زهرچشم بگیره ازم خ اذیتم کرده

سلام به همه دوستان  ببخشید بانو که وسط بحث صمیمیت با همسر راحب موضوع  دیگه ای صحبت میکنم ...

ببین عزیزم، هر وقت زنگ زدن به همسرت اصلا خودت رو دخالت نده. اصلا نپرس از همسرت که چی شده. اگر هم به شما گله کردن بگو به من ارتباطی نداره.

خودت رو بکش کنار ازشون.

چند تا حرف آماده کنید همیشه برای خودتون که در مواقع لزوم بدید.

مثلا کسی غیبت کرد، بگید من این طوری فکر نمیکنم.

کسی چیزی خواست ازتون که مرسوم نیست بگید اجازه بده فکر کنم.

کسی اومد مجیزتون رو بگه بی علاقه نگاهش کنید و زیاد روش ندید.

کسی درد و دل کرد پیشتون بگید چی بگم والا من حرفی ندارم، یا شما خودت بهتر میدونی.

کسی گیرتون آورد به حرف زدن بیخود بگید ببخشید من باید یک تلفن بزنم.

زیاد زنگ زدن خونه تون یا اومدن دم خونتون، بخواهید همسرتون پاسخگو باشه و گاهی بایستید به نماز یا برید دوش بگیرید یا تلفن بزنید یا هندزفری بگذارید گوشتون که نخواد برید معاشرت کنید باهاشون.

از این کارها داشته باشید و روش فکر کنید در مواقع لزوم، یا حتی بنویسید. حالا شما بگید چند تا راه حل خلاص کردن خودمون از معاشرت های زیاد و بی جا و سرزده و اجباری.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
دومین قضیه نحوه ی انتخاب جا برای نشستن هست. تا حد ممکن نزدیک به همسرتون و در جایی دور از اونها بشینی ...

من سوال دارم از شما اگ‌من از اول صمیمی نمی‌شدم اونا میگفتن دارم قیافه میگیرم چون من از شهر بزرگتر و وضع مالی بهترم ولی خدا شاهده اصلا ذره ای قیافه نگرفتم برعکس خ صمیمی گرفتم بدتر شدن اونا یمن شروع کردن ب فخر فروشی و ادا اطوار و دخالت خ اذیت شدم برگشتم شهرم

سلام به همگی دوستان و ارتمیس عزیز. ارتمیس جان ممنونم بابت تاپیکهای مفیدت نمی دونم چجوری ازت تشکر کنم ...

سلام.ببین عزیزم اگه ما بگیم تو این موقعیت چه جوری رفتار میکنیم و شماهمون رو انجام بدی،فردا یه رفتار دیگه ای دارن و باز باید نظر ما رو بپرسی....و شاید بهت برچسب دمدمی مزاج بودن رو هم بزنن.به نظرم بااااید شخصیت ثابت خودت رو مشخص کنی،چهارچوب و قانون و رفتارخاص خودت رو داشته باشی.پس برای این کار باید تاپیک های قبلی رو حتما مطالعه کنی

سلام.ببین عزیزم اگه ما بگیم تو این موقعیت چه جوری رفتار میکنیم و شماهمون رو انجام بدی،فردا یه رفتار ...

سلام عزیزم من معتقدم به کسیکه به من احترام نگذاشته نباید احترام بذارم ولی با مطالعه تاپیکها باورم به هم ریخت به خاطر همین خواستم نظرات دوستان رو بدونم ممنون از شما 

سلام عزیزم. به نظرم نجنگ باهاشون. محبت خودت رو از هدایا حذف کن، اما اگر همسرت میخواد بده، جلوش رو نگ ...

باهاشون نمی جنگم به لطف شما نوع رفتارمو دیگه می دونم یه مقدار باورهامو باید تغییر بدم خیلی سخته اما بخاطر خودم اینکارو انجام میدم 

سلام عزیزم من معتقدم به کسیکه به من احترام نگذاشته نباید احترام بذارم ولی با مطالعه تاپیکها باورم به ...

موافقم باهات.اما چون نسبت فامیلی دارین،بهتره حواست باشه طوری رفتارکنی که آدم بد ماجرا تو نباشی و خییییلی مراقب باش که فکر نکنن داری جبران میکنی و پیش شوهرت گله کنن

ممنون بانو آرتمیس جان

من الان با خوندن این تاپیک میفهمم چقدددر پراشتباه بودم توی زندگیم. راستش همش حس خودسرزنشی بهم دست میده با یادآوری اشتباهاتم که خیلی دقیق و موشکافانه شما تحلیل کردید ولی بازم با خودم میگم اشکال نداره درسته سخته ذهنیتها رو عوص کنی و خودت رو اصلاح کنی ولی جلوی ضرر رو از هرجا بگیری منفعته خیلی ممنونم ازت بانوجان



در مورد رابطه با همسر و نداشتن صمیمیت زیاد من خیلی اشتباه کردم. همه مسائل خودم و خانوادم و فامیلم رو به شوهرم گفتم البته این اخلاق بد رو من از مامانم به ارث بردم که سیاست به هیچوجه نداره و طبیعتا ما هم ساده بار اومدیم و سیاست صفرررر

همسر من هیچوقت از حرفای من سواستفاده نکرده. ضمن اینکه چیزی نمیپرسه تا اینکه خودم بهش بگم 

بیشتر وقتا هم نظرخاصی نمیده

در مور خانوادش هم خیلی راز نگه دار هست و خیلی از مسائل رو اصلا برای من عنوان نمیکنه که اینم باز تحت تاثیر تربیت خانوادگیش هست

خیلی وقتها من از این بابت ازش شاکی بودم که تو با من سیاست داری ولی اون اینجوری بار اومده دیگه 

کلا خانوادگی خیلی سکرت هست همه چیزشون


در مقابل اون من شدیدا خودافشایی دارم 


راستش شوهرم کلا کم حرفه من مجبورم اینا رو تعریف کنم که سکوت بینمون نباشه. اگر از این به بعد نخوام حرفی بزنم یا تعریفی از موضوعی یا از کسی کنم هردو طرف سکوت و سکوت و سکوت


شما از چی حرف میزنین؟ شوهر من حتی در مورد کارش دوستاش و یا... هم حرف نمیزنه. نه فقط خانوادش. کلا سایلنت هست🙄😢

ممنون بانو آرتمیس جان من الان با خوندن این تاپیک میفهمم چقدددر پراشتباه بودم توی زندگیم. راستش همش ...

سوال خوبی پرسیدی

منم همسرم کم حرف میزنه ولی من گاهی مجبورم خودم سر حرفو باز کنم تا اینقدر سکوت حاکم نباشه ولی الان که خوب فکر می کنم می بینم من با این کارم خودافشایی می کنم که باز به ضرر خودمه! 

از بانو آرتمیس عزیز میخوام که توی این مورد راهنماییمون کنن

البته من جدیدا خیلی خودمو کنترل می کنم که کمتر حرف بزنم.

دوستان دقت کردین وقتی کنار کسی هستیم که کم حرفه چقدر معذبیم؟؟؟ دوس داریم زودتر جابه جا بشیم و نمونیم کنارش. هیچ وقتم درموردش بد نمیگیم که مثلا فلانی اینجور فلانی اون جور، فلانی اینو گفت فلانی اونو گفت و همینم باعث میشه همیشه حرمت اون فرد حفظ بشه 

دوستان دقت کردین وقتی کنار کسی هستیم که کم حرفه چقدر معذبیم؟؟؟ دوس داریم زودتر جابه جا بشیم و نمونیم ...

دقیقا شاید اولش به نظر خسته کننده بیان ولی در درازمدت به سمت همون افراد کم حرف جذب میشیم چون با حرفاشون باعث اذیت و ازار ما نشدن از کسی غیبت نکردن تا اعتمادمونو نسبت بهشون از دست داده باشیم 

من با خانواده ی همسرم توی یه ساختمون زندگی می کنیم ولی من از همون اول حریمها رو نگه داشتم و شاید بشه گفت الان بیشتر شبیه دوتا همسایه هستیم و من از اول اهل سرک کشیدن به زندگیشون نبودم. شاید یه چیزی رو خودشون بگن من بشنوم وگرنه اهل پرسیدن و کنجکاوی نیستم برای همین اصلا اسمی از خانواده خودم یا خانواده ی همسرم توی خونه مون برده نمیشه. وقتی من کنجکاوی نمی کنم اونا هم عادت کردن به برنامه ها و زندگی من سرک نمیکشن! تا حالا برام پیش نیومده سرزده بیان دم خونه. تا الان اگه اومدن هم با دعوت خودم بوده. چون منم کم میرم و وقتی میرم اول مطمئن میشم هستن بعد میرم. در حقیقت از بودن توی یه ساختمون فقط تنها عیبش وابستگی بیش از حد همسرم به خانوادشه وگرنه حد و مرزها خیلی خوب رعایت میشه و زمینه های دخالت و هر حرفی زدنو از بین بردم و احترام ها خیلی خوب نگه داشته میشه. در حقیقت در صلح با هم سپری می کنیم و اینو من مدیون بیان زیبا و هنرمندانه ی بانو آرتمیس عزیز و تلاش های شبانه روزی خودم هستم.

اینم بگم من یه خواهرشوهر مجرد دارم و چون نسبت فامیلی با همسرم دارم خیلی وقتا خیلی جاها ازم میپرسن فلانی نامزد نکرده، خواستگار نداره، چرا سخت می گیره و ...

منم فقط میگم راستش نمی دونم، در جریان نیستم. بعد با تعجب یه نگاهی میندازن میگن چطور؟؟؟ مگه شما پیش هم نیستین؟؟؟ منم میگم هستیم ولی کاری به مسائل خصوصی هم نداریم. بعد طرف کاملا ساکت میشه و دیگه ادامه نمیده بعد از اونم هزار بار منو ببینه دیگه درمورد خانواده همسرم سوال نمیپرسه😊

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کیا مثل منن

moonlight_a | 57 ثانیه پیش

پستان سوم

fati68 | 53 ثانیه پیش
2791
2779
2792