2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394804 بازدید | 1784 پست

سلام دخترها. من اومدم یک چیزی بگم و برم، چون این روزها فوق العاده درگیر کارهام هستم. بعدا میام میخونم.

کارل گوستاو یونگ میگه هر زنی در ضمیر ناخودآگاهش یک شخصیت مرد داره به اسم آنیموس.

هر مرد هم در ناخودآگاهش یک شخصیت زن داره به اسم آنیما.

ما زنانی هستیم که از ویژگی های مردانه هم برخورداریم.

همینطور آقایون هم درونشون یک شخصیت زنانه دارند.

پس دیگری در واقع بخشی از وجود خود ماست.

اینجوری بیشتر دعواهای زنانه و مردانه خاموش میشه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اما متاسفانه در فرهنگ ما افراد زیادی از این قضیه اطلاع ندارند و میگن مرد مرده و زن، زن هست.

این قضیه نه تنها نیمی از جامعه، بلکه کل جامعه رو فلج میکنه.

درک متقابل رو از ما میگیره.

توانایی انجام کارها از ما میگیره.

یک زن میتونه تا حدی مثل یک مرد قوی و سخت کوش باشه.

یک مرد میتونه تا حدی مثل یک زن احساساتی باشه.

اما کلیشه های جنسیتی این اجازه رو به ما نمیده و این رو از ما نمیخواد.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بعضی از ما از شخصیت مرد درونمون خبر نداریم.

اما وجود داره.

علت خیلی از صفات مردانه مون هم اینه.

اما باید کنترل شده باشه.

به درستی ازش استفاده بشه.

صفاتی مثل شجاعت، ابهت، تلاش و سخت کوشی، محکم بودن و دقت نکردن به جزئیات و ... مردانه است.

صفاتی مثل زودرنجی، دقت به جزئیات، محبت و ... زنانه است.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

نمی خوام بگم مرد بشیم.

میخوام بگم از شخصیت مردانه درونمون برای پیشبرد اهدافمون کمک بگیریم.

بعضی جاها دکمه ی احساس رو خاموش کنیم و منطقی فکر کنیم.

بعضی جاها زودرنجی رو بگذاریم کنار و محکم باشیم.

بعضی جاها از دقت به جزئیات دست برداریم و اهدافمون رو پی بگیریم.

بعضی جاها از حاشیه امنمون بیایم بیرون و ریسک کنیم.

بعضی جاها از پر حرفی دست برداریم و کم و عقلانی حرف بزنیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

همینطور صفات زنانه مون رو هم بشناسیم و از اون هم برای پیشبرد اهدافمون استفاده کنیم.

میخوام بگم بتونیم بین این دو سری صفات تفاوت قائل بشیم و از هر کدوم به جاش استفاده کنیم.

شما هم لطفا لیست کنید این صفات و کاربردشون رو.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

چند تا تذکر هم بدم و برم تا تاپیک به هم نریخته.

برای احوال پرسی و تشکر همدیگه رو لایک کنیم و مدام صفحات رو جلو نبریم.

در چارچوب بحث صحبت کنیم.

صریح و واضح سوال کنیم.

از دادن اطلاعات به دوستانمون دریغ نکنیم.

مثبت و حمایتگرانه با هم برخورد کنیم.

غلط املایی و کلمات گنگ نداشته باشیم جوری که متن خونده نشه.

دستاوردهامون رو بیان کنیم.

مثال های کاربردی و عملی بزنیم.

.

دوستتون دارم و شب تون بخیر.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
بانو جان تمام اون حرفهایی که زدی دقیقا آینه زندگی من بود، منی که از یک خانواده پرجمعیت و صمیمی در عی ...


دوست عزیز تو تاپیکهای قبلی آرتمیس جان پست های مفیدی در مورد صمیمی یا رسمی بودن با خانواده همسر گذاشتن که مزایا و معایب هر کدوم رو هم نوشتن

که من خودم برخورد رسمی و محترمانه رو در پیش گرفتم 

پیدا کردم براتون میزارم


منم مذهبی جاری کوچیکم اوایل چادر ملی سر می‌کرد ولی الان راحته، خوب لابد اعتقاداتش سطحی بوده مثل مادر و خواهر همسر شما.. 

ببین اعتقادات هر کسی به خودش ارتباط داره


خدا خودش تو آیه الکرسی آورده 

لا اکراه فی الدین، در دین هیچ اجباری نیست... 


ولی به این فکر کن این ادمایی که گفتی عزیزن، طرف مشورت قرار میگیرن... پیش کی عزیزن؟ یه عده آدمای سراپا تقصیر... 


بهتر نیست آدم پیش خدا عزیز باشه تا خلق خدا؟ سعی کنید حواستون و انرژی تون رو بدید به زندگیتون و به قول آرتمیس وارد بازی این آدما نشید... 

بانو جان تمام اون حرفهایی که زدی دقیقا آینه زندگی من بود، منی که از یک خانواده پرجمعیت و صمیمی در عی ...



عزیزم صفحه 18 تاپیک باورها رو بخون 


ولی اون بحثی که گفتم دقیقا نمیدونم کدوم صفحه س

الان چند صفحه رو دوباره مرور کردم خیلی حرفای مفیدی درباره روابط با خانواده همسر هست که جواب سوالاتو میگیری

https://www.ninisite.com/discussion/topic/1205906/دنبال-باورهای-جدیدی-هستم-برای-رشد-خودم

ببین عزیزم خودت باید انتخاب کنی که چطور میخوای رفتار کنی و دیگران چطور ببینن شمارو. آیا دوست داری م ...

سلام به همه دوستان

بانو جان ممنون از راهنمایی‌ها تون همچنین دختر گرانبهای دوست داشتنی

من اون یکی تاپیک شما رو هم دارم مطالعه میکنم تازه صفحه بیستم هستم خیلی خیلی خوشحالم از اینکه با شما خانمهای فهیم آشنا شدم

راستش در حین مطالعه تاپیک دچار خودسرزنشی شدم بعصی مواقع انقد از خودم عصبانی میشم با یادآوری اشتباهاتم که فکر میکنم بهتره خوندن تاپیک رو متوقف کنم

ولی باز دلم نمیاد


بانو جان بنظرتون دیر نیست برای تغییر؟ کسی که ده دوازده سال توی خانواده شوهر گفته و خندیده و خیلی وقتا حتی روی خواسته اش پافشاری کرده بحث درست کرده و به نوعی عروسی که آذر پدرسالار بوده بدون کوچکترین سیاستی آیا چنین کسی میتونه تغییر کنه+؟؟؟

من تمام تلاشم این بود که صمیمیت رو با خانواده همسر کنار بزارم ولی باز این دو روز رفتارم طوری نبود که از خودم راصی باشم باهاشون اسم فامیل بازی کردم فیلم بردم دیدیم سربه سر هم گذاشتیم حتی با یکی از خواهر شوهر شوخی دستی کردیم. وای خدای من میدونم خیلی شرم اوره 


البته سر شوخی رو خود خواهر شوهرم باز کرد که می‌گفت چاق شدی و معذرت میخام ببخشید باسنت بزرگ شده

اینا رو گفتم که متوجه عمق فاجعه بشین

بازم عذرمیخام


 به نظرتون من دیگه میتونم رویه ام رو عوص کنم یا خیر؟؟؟ 


سوال دومم این هست که ما بیش از سه ماهه رفتیم خونه جدید. هنوز خانواده همسرم نیومدن خونه ما. حتی برای اثاث کشی نه ما کمک خواستیم نه اونا اومدن و حتی دلیلشو این بود که شاید من خوشم نیاد و راضی نباشم توی اون وضعیت بیان خونمون

اینو هم بگم که با وجود اینکه شوخی میکنم باهاشون ولی طوری هم رفتار کردم که توی خیلی موارد با من زیاد راحت نیستن مثلا وقتی میان خونمون حتما فقط باید دعوت شده باشن و توی خونه ما راحت نیستن انگار ولی خونه جاریم دراز میکشن و توی این اتاق و اون اتاق و... میرن ولی من توی یه سری موارد حریم ها رو براشون مشخص کردم 

 بچها در مورد نحوه مهمونی دادن پرسیده بودن من یه چیزی به ذهنم اومد. خانواده همسرم با اینکه پولدارن و وضع مالیشون خیلی خوبه ولی به شدت خسیس هستن. شرمندم اینو میگم ولی همیشه سر سفرشون غذا کمه. برنج رو توی بشقاب برای نفرات میکشن و توی سفره میزارن یه وقتا گیر یکی دو نفر غذا نمیاد که باز باید بشقاب ها رو برگردونیم از هر کدوم کمی بردارن تا به اون دو نفر هم غذا برسه ولی من از این کارها به دت بیزارم. من یک الی دو نوع غذا توی سفره میزارم نه بیشتر. همراه با مخلفات ولی همیشه شاکی بودن که چرا تشریفاتی کردی ولی من به روال خودم مهمونی دادم اونا به روال خودشون. یکی دو سالی هست میبینم یکی دوتا از خواهرشوهرا هم تغییر کردن و رسمی تر مهمونی میدن. ولی همچنان غذا سر سفره پدرشوهرم کمه. با اینکه وصع مالی خیلی خوبی دارند. همیشه هم سر سفره از آزمون اعتراف میگیرن مگه کنه؟؟؟ مگه سیر نشدین؟ خوب آدم روش نمیه چیزی بگه. منکه همیشه گفتم نه ممنون کافی بود من سیر شدم و یا گفتم مهم نیست غریبه سر سفره نیست. ولی واقعا بدم میاد از این کارشون. ولی ظاهرا عروس و دامادها یا بقیه افراد ناراضی نیستن اصلا

بنظرتون منم مثل اون دوستمون که کله پاچه دوست نداشتن باید نرم سر سفره یا چی؟ 

از طرفی به آدم بر میخوره این پذیرایی از طرفی حرفی بزنی متهم میشی به اینکه مگه آدم واسه شکمش جایی میره. 


مورد دوم اینکه من توی مهمونی دادنم همون روال خودمو برم؟ یا منم مثل خودشون بشم؟ مثلا اگر اومدن منزل ما برای خونه نویی سفره ای در شان خودم پهن کنم یا مثل خودشون؟؟؟ 


ببخشید خیلی پر حرفی کردم ممنون میشم جواب بدید

ای کاش من این خلاصه گویی و سکوت رو یاد بگیرم 

نصف مشکلاتم در رابطه با خانواده همسرم حل مید چیکار کنم که عاشق حرف زدن و توضیح دادنم😢😢😢

راستی اگر مثل قبل بودم حتما گله میکردم که نیومدیم و کنایه میزدم که بعد از سه ماه اومدین خونه نویی. ولی تصمیم گرفتم کاملا بی تفاوت باشم روزی هم که اومدن ذوق زده نشم همون طور که تا الان نه ابراز ناراحتی کردم و نه گلایه و کنایه

بنظرتون درسته اینجوری؟ 

سلام عزیزان

بچه ها برای اینکه صمیمیت نداشته باشید نمی تونید یک دفعه به کل عوض بشید ، نیاز به تمرین داره، مطمئنا امروزتون با یک ماه دیگه خیلی فرق می کنید 

بچه ها یکی از عروس های فامیلمون خیلی ناز و ملیحه، خیلیم به خودش می رسه، فوق العاده با ادب ولی خب مذهبی نیست که همه چی تموم باشه.من اون موقع بچه بودم اومد تو خانواده ی ما، البته الان اصلا نمی بینمش زیاد با کسی رفت و آمد نداشت بهاطر بی حجاببش ولی من چند تا از رفتارهاشو براتون میگم

مثلا از همون اول اسم مادرشوهرش رو با خانم صدا می زد

همیشه شیک بود، خونه مادرشوهرش صندل گذاشته بود، همیشه صاف میشست، کمک می کرد در حد توانش ولی خودش رو نمی کشت  با کسی اصلااا گرم نمی گرفت ، پشت کسی که اصلاااا حرف نمی زد ، اینارو مادرشوهرش و خواهرش میگفتن، حرفاش در مورد زیبایی رنگ مو شامپو یا در رابطه با تحصیل با خواهرشوهرش بود، خلاصه خیلی ناز داشت، بعضی وقت ها من می خوام حرفی بزنم نیگم اگه فلانی بود الان این حرف رو می زد یا این کارو می کرد می بینم اصلا همچین کاری نمی کرد، شوهرش هم خیلی دوسش داره و تا حالا ندیدم خانواده شوهرش پشتش حرف بزنن

اینم بگم این خانم مادرش خیلی خاص بود رفتاراش و  و از بچگی تو پر قو بزرگ شده و این رفتارها درونش نهادینه شده و خیلی با کلاسه

متاسفانه ما باهاشون رفت و آمد نداریم تا بیشتر تو ذهنم بیارمش


واجعل قلبی واثقا بما عندک

الان بهترین شخصیت که بانو جان گفتن شخصیت شهرزاد هست، برلی صمیمی نبودن از بچه ها و شوهرتون شروع کنید، بنظرم حتی با بچه ها و شوهرامون هم ی حدی رو باید رعایت کنیم


واجعل قلبی واثقا بما عندک

در وهله اول لحن رو باید درست کرد، طرز حرف زدن درست باشه بقیش پشتش میاد  

حتی به بچه ها و شوهراتون تو نگید بگید شما ، این شما گفتن خیلی معجزه می کنه تو طرز برخورد طرف مقابل

از کلمه ی لطفا استفاده کنید ، حتی وقتی شوهرتون میگه چیزی لازم نداری بخرم بگید لطفا میوه بخر

به جای آره گفتن بگیم بله( البته بیشتر در رابطه با خانواده همسر) 

البته اگه تا الان این طور نبودید طرف مقابل تعجب می کنه اما بعد ی مدت عادی میشه براشون


واجعل قلبی واثقا بما عندک

در رابطه با عدم صمیمیت زیاد با شوهر ی مثال می زنم

ی بار شوهرم حمام بود و گوشیش زنگ می خوره وقتی از حمام اومد بهش گفتم گوشیت زنگ خورد ، پرسید کی بود؟ گفتم ندیدم ، البته نه اینکه حواستون به شوهرتون نباشه، امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم

واجعل قلبی واثقا بما عندک
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز