داره میشه ده روز که آرامش ندارم. شبا تا صبح بیدارم و همش فکروخیال. از اینکه دارم وانمود میکنم قوی هستم خسته شدم. دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد زار بزنم
خیلی دلمگرفته
ده روز شده که ازش خبری نیس اصلا.فکرکنم به خانوادش هم گفته که میخواد جدا بشه ازم....
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
نامزدی به عقد نمیگن که معمولا کسی که عقد شناسنامه ای بکنه باید بگه شوهرم چون شوهرشه ولی نامزدی یعنی فقط نشونه است وبعضیا صیغه محرمیت میخونن که راحت باشن
حکمتشو بعدا میفهمی شایدم هیییییچ وقت متوجه نشی !!! من بعد از اون اتفاق خدا رو بیشتر حس کردم ت ...
من معتقدم اگه خدا چیزی رو صلاح نمیدونه یا نشه یااگر بشه خیلی بده که بااحساسات طرف بازی بشه چون خیلی بده طرف تا جون داره یاد خاطره گوهش میفته هرروزم آرزوی مرگ بکنه