جابجاشدم ازخانوادم یکمی دور شدم شوهرمن صبح تاشب مغازس،یه دوست داشتم که فامیل بودن خیلی رفت و امدداشتیم و خوب بودیم ولی خراب شدسرچیزای الکی رومون بهم بازشده بود و زود دعوامون میشد ولی شوهرامون هنوزباهمن فامیلن و مشکلی ندارن،دلم براش خیلی تنگ شده ازوقتی بارداربودم قهرکردیم الان۶ماهشه بچم،بچش سقط شد اگربود الان ۹ماهش بود ازلحاظ روحی پریشون بود پشیمونم درکش نکردم از طرفی نمیتونم برم جلو چون اونم خیلی مقصربودو شوهرمم ناراحت میشه الان پیج دخترمو فالو کرد گاهی فکرمیکنم یعنی اونم دلش برام تنگ شده؟
یه دوست دیگم اینجا دارم خانوم دوست همسرمه ولی خیلی خشکه ازمهمونم خوشش نمیاد من اصلا بااینطور ادمایی نمیتونم کناربیام خیلی خنده رو و مهربون و خوش تعریفم...خیلی احساس تنهایی میکنم اینجا،دلم میگیره😔😔😔