من از موقع ک ازدواج کردم از شب بعد عروسیم خانوادم ینی مامانم و داداش کوچیک از صبح تا شب خونم هستن جوری ک حتی اگ جاشون کنار ما پنداری ناراحت میشن اما هرچی ابجیم و بابام ب مامانم میگن نرو نمیفهمه هرشب پلاسه خونه ما چیکار کنم کنارمام میخابه انگار ک تو عقدیم هزچیممیگم نیا شوهرم راحت نیس پل من نیسته