امشب یاد بچگیم افتادم . کوچیک بودم ۹ سالم بود اون موقع بابام سیگار میکشید ولی خداروشکر الان ترک کرده بعد مامانم رفته بود خونه همسایمون بابام خونه نبود دوستم اومده بود تو حیاط باهم بازی کنیم بعد پاکت سیگار بابام وسط خونه بود 😔 دوستم همش اصرار میکرد بیاد خونه ن روم میشد بگم ن ، ن روم میشد بگم راهش بدم ب خاطر پاکت سیگار گفتم نمیشه خونه بهم ریختست گفت اشکال نداره هر بهونه ای اوردم قبول نکرد و اومد تو همین ک چشمش ب پاکت سیگار افتاد گفت بابات سیگاریه هیچ وقت یادم نمیره چقد خجالت کشیدم واقعا دلم شکست ☹:(