2777
2789

من

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بد نبود بیشتر جالب بود اتفاقاتی که واسه شکوفه افتاد واقعی بود ولی زن دومیه خودش دچار اون بیماری شد ب ...

من فک  میکنم شاید کار برادر شکوفه بود یا شایدم انقد سراون بیچاره بلا اورد اینجوری شد

من عاشق توام این یه جنونیه که اختیاریه ❤
بد نبود بیشتر جالب بود اتفاقاتی که واسه شکوفه افتاد واقعی بود ولی زن دومیه خودش دچار اون بیماری شد ب ...

اره اصن معلوم نشد تهش چرا اونطور شد 

یا مرده که طلاق گرفت چرا بچه رو داد رفت

الکی میخواست خودشو مظلوم جا بزنه دخترو روانی

خوب اون همه اصرار لازم نداشت که تازه بابائه خودش التماس میکرد طلاقش بده این باز کلی ادا اصول دراورد😁 تازه بچه هم داد رفت فک کنم سیر شده بوده ازش😅😁

اره اصن معلوم نشد تهش چرا اونطور شد  یا مرده که طلاق گرفت چرا بچه رو داد رفت


اول فیلم وقتی اومده بود خونه منصور من فهمیدم  کارخودشه شکوفه میگفت تو زنگ زدی میگفت نه ولی رفته رفته گفتم شاید کاراین نباشه اخرش معلوم شد کاره خودشه

من عاشق توام این یه جنونیه که اختیاریه ❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز