حالم خیلی بده یاد عشق اولم افتادم خیلی دوسش داشتم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه ک باور و اعتماد ادم نسبت ب کسی خراب بشه .خیلی تحقیرم میکرد انقدر از عشق کور بودم حتا نمیتونستم ولش کنم همیشه حرفای تحقیر کننده میزد خیانت میکرد سر و گوشش میجنبید یه بار یه شاخه گل هم نداد دستم خدا بگم چیکارش کنه که یکاری کرد به همه ادما شک داشته باشم ولی درست وقتی که عاشقم شد از عشق ب من گریه میکرد سرد شدم و ترکش کردم...دلم خیلی گرفته یادش ک میوفتم تنها چیزی ک حس میکنم نفرت و خشمه