2777
2789
عنوان

اختلاف با خانواده شوهر

2885 بازدید | 34 پست

سلام خانما من با اولمه که تاپیک میزنم زیادم آشنا نیستم جواب خیلی از سوالامواز اینجا گرفتم حالام می‌خوام نظر شما رو در مورد یه موضوعی بدونم من دوساله ازدواج کردم باشوهرم هم سنیم و هر دو فرهنگی از روزای اول نامزدی مادرشوهرم بهم تیکه انداخته تا الان اوایل احترامشونگه میداشتم الان دیگه کشش ندارم سردردای شدید گرفتم از دستشون شوهرم حاضر نیست ازشون جداشه دیگه موندم چیکار کنم نگین بی تفاوت باشم که نمیشه هر دفه یه کاری میکنن که رو مخه منه وسایل خونمو دست میزنن به بچم حرفای زشت میزنن و.....ما خیلی تفاوت فرهنگی داریم من بخاطر خود شوهرم خانواذشوندید گرفتم اما الان میفهمم چه اشتباه بزرگی کردم بنظرتون جدا شم آروم میشم؟

با خانواده شوهرت تو ی ساختمون زندگی میکنید اگه اینطوره مستقل بشید

میخوام بهت بگم....همینکه تو قوی هستی کافیه تا ب هر چی ک تو دلتِ برسی... آرزوها مقدسن اونارو خدا تو دل شما گذاشته ازشون سرسری نگذرید.... "قسم ب لحظه ای ک زجر میکشی و با درد میخندی، خدا میبینه و تو رو ب خواستت میرسونه...."

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم منم فرهنگی هستم و تفاوت فرهنگی زیادی باخانواده شوهرم دارم 

راهمو ازشون جدا‌کردم حتی مدت ها بود به طلاق فکر میکردم

منم دوسال ونیم هست عروسی کردم

سعی کن زیاد‌نری خونه‌شون و خیلی سرسنگین باهاشون باش توخونه‌ت‌بهشون‌خوش نگذره بلکه‌نیان

من‌خودم عاشق ابن بودم برم خونه خانواده شوهرم وبیان ولی مادرشوهرم من میرفتم تحویلم‌نمیگرفت مثلا‌جواب سلام منو‌نمی داد وجلو‌شوهرم منو بغل و‌بوس میکرد وبرام اسپند دود میکرد😑😑😑

یامیومد خونه من همه جارو زیرو رو میکرد وبهم میگف بریم خونه مادرمنو تمیزکن حالا من میرم سرکار ودختراش خانه دار هستن 

من وقتی بهش میگفتم با دخترات برو مگه من وقت دارم میکف دخترای من باشوهراشون میرن گردش و‌تفریح وقت نمیکنن 

کلا ازمن توقع کلفتی واسه خودش ومادرش داشت

سطح فرهنگ شون این قدر پایینه که عروس رو کلفت می دونن

خیلی هم‌درکیری های بدی بین مون رخ داده ولی الان راهمو ازشون کامل حدا کردم

آره یه ساختمونیم سعی میکنم ارتباط نداشته باشم اما پدر شوهر مادرشوهرش هرچی میاد خونشون میگن بچه رو نش ...

بذار بگن به جهنم

برمنم میگن تک پسرمونو ازمون جدا کرده 

درحالیکه خداشاهد فقط رفتارای خودشون باعث شد من نرم تو یه ساختمون باهاشون زندگی کنم والا میخواستم برم باهاشون تو یه ساختمون باشم

الان شوهرم که اوایل باهام دعوا میکرد سراینکه‌ تو ساختمون باباش نیستیم الان میگه خداروشکر

بسیااااااار هم پشتم حرف میزنن و به گوشم میرسه

ولی من سپردم به خدا و چسبیدم به زندگبم

ای وای منم دقیقا شرایط تو تو ی ساختمونیم وحرف بد یاد بچم میدن وقتی هم اعتراض میکنم میگن تو جلوشو بگیر سال قبل خیلی دعوا داشتیم باهم وار بی محلی بهترین کاره الان فحشهایی که به بچم میگفتم بچمم به خودشون میگه دیگه موندم چیکار کنم😓

😢میشه برای حل شدن مشکلاتم صلوات بفرستین😭😢🙏🙏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792