سلام به همه عزیزان
دیشب من به همراه خانوادم باغ بودم بعد مامانم قرار شد جای بابام تو باغمون بمونه من و خواهرم و برادرم برگردیم خونمون بابام باغ میمونه چون داره خونه میسازه مامانمم جاش موند حالا دیشب بابام یهو گفت من نرم خونمون 😕منم ناراحت شدم گفت فردا خواهرم و برادرم میرن سرکار من تنها میمونم خونه گفت تنها خونه نباید بمونی اولش فکر کردم بهم اعتماد نداره ....بعد که خوب فکر کردم دیدم من کاری بدی تابحال نکردم احتمال زیاد نگرانم بوده ولی خب من تا ساعت ۱ خوابم ساعت ۴ هم خواهرم از سر کار میاد پیشم تو ۳ ساعت چه اتفاقی میفته اخه😕باید بعضی اوقات بزارن خونه تنها باشم تا متوجه بشن از پس خودم بر میام من ۱۶ سالمه 😕حالا من دیشبم کمرم درد میکرد میدونستم قراره مریض بشم و چون ساعت ۱۲ بود تو باغمون که توی روستایه همه مغازه ها بسته بود چیکار میکردم مبموندم تا صبح گند میزدم😕منم اخم کردم و بابام زنگ زد خونه عمم گفت امشب الناز میاد اونجا (الناز منم)خونه عمم جا خونه خودمون تو شهره
حالا بنظرتون بابام دلخور شده ؟
من واقعا قصد بدی نداشتم اخه اگه مریض نمیشدم میموندم 😥