2777
2789
عنوان

درد دل

125 بازدید | 18 پست

سلام خوشکلا خواهش میکنم داستانم رو بخونید و راهنماییم کنید خیلی ممنون میشم 

کلن تو خانواده و اقوام ما رسم بود دختر زود ازدواج کنه و درس خوندن برای دختر خوب نیست منم از همون بچگی خاستگار زیاد داشتم دوستامم یکی یکی شوهر میکردن و بچه دار میشدن ولی من سفت و سخت میگفتم میخوام درس بخونم دکتر بشم 

برای همین همه‌ی خاستگارام رو رد میکردم وقتی شد پانزده سالم یکی از پسرهای فامیل اومد خاستگاریم  بااین داداشام و خودم مخالف بودیم بااین حال برام نشون اوردن ولی من زیر بار زور نرفتم بعد یه هفته نشون رو پس فرستادم و همه چی بهم خورد بعد 

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

بعد از اون خیلی سرکوفت شنیدم حرف شنیدم نتونستم درس بخونم کنکورم افتضاح خرا ب کردم افسردگی گرفتم عصبی شدم ولی بااین حال بازم راضی لودم که زیر بار زور نرفتم 

الان ۲۱سالمه دانشجو هستم اونم با کلی درد سر نامزد سابقمم بعد از اون موضوع با دوست صمیم نامزدی کرد عقد کردن چند روز دیگه هم عروسیشونه  ولی من بعد  خاستگارام خیلی کم شدن بااین که خیلی ازم تعریف میکردن ولی جلو نمیومدن 

الان واقعن به نظرتون این طلسم اینها راسته خیلی اعصابم خورده با وجود کرونا دانشگامم تعطیل شده همش دارم حرف میشونم از خانواده دوست اشنا هفت پشت غریبه 

اره عزیزم وجودداره متاسفانه

اصن دو سه سالی هست خاستگارامم به شدت کم شدگ با این که من هر روز داره شرایطم بهتر میشه  ولی برعکس شده اتگار اخه من از دعا نویس اینهایترسم میزگن با جن در ارتباطن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز