من ی مقدار از درامدم پس انداز کردم دو تا بچه دارم و ی شوهر اویزون که پول خودشو خرج خونه و تحصیل خودش و رفاه خانوادش میکنه همشم دنبال پول منه. میگه تو باید خرج کنی. در حالیکه هر چی تو گذشته از درامد من خرج خودش و خانوادش کرده انکار میکنه و میگه تو دادی ب خانوادت! من باید چکار کنم؟ از نظر خورد و خوراک مسکن و پوشاک همیشه ما رو تو مضیقه میذاره. خانوادش همیشه تو الویتن براش و پیشرفت خودش تو زمین باباش خونه ساختیم کلی پول و طلا ب اسم اینکه خونمونه از من گرفت اخرش خونه رو با کلید کامل تحویلشون داد گف مال خودشونه ما رو اورد مستاجری و میگه اشکال نداره دست خانوادمه. ماشین که خریدیم همینطور. تو برا خرج کردنت مدرکی نداری. خلاصه که من شدم کوزت کار کنم خودش و خانوادش ب رفاه برسن. اصن بهش اعتماد ندارم. همش بدهی داره. ب اصلاح رفتارش یا اینکه ما الویت بشیم براش هیچ امیدی ندارم ما فقط با هم هم خونه ایم اونم ب خاطر دو تا بچه. زندگی عاطفیمون همون اوایل که دید نمیتونه ب جز مادر و خواهرش زن دیگه ای ببینه تموم شد بقیش زور الکی بود. شوهرم ی پسر بچه بی ادب و پر توقعه که فک میکنه زن اومده اینو ب آرزوهاش برسونه.
کاریه که شوهر من کرده. الان سه ساله. حاضر نبود ی دیوار بکشه وسط که ما زندگیمونو بکنیم. مادرش هر روز ...
واقعامیفهمم چی میگی منم یکی ازاین احمق هادارم خونه ساخت بالای خونه باباش بعدچندسال پاشدیم بدون اینکه یه ریال بگیره ازشون خواهرش پروپرواومدجامون مارفتیم مستأجری
شوهر من کار داره درامد هم داره ولی بازم چشمش ب پول منه. هر چند من پس انداز میکنم جایی گیر کنیم خرج میکنم جای دیگه میبرم همه همکارام ی زمینی چیزی برا خودشون خریدن من هیچی ندارم
هر روزم میره بهشون سر میزنه کم و کسر نداشته باشن. ب خدا اینا ی آدمای بدبختی بودن تا من اومدم دلشون همه چی خواست ماشین کابینت ام دی اف. الان مادرش وسایلشو چیده تو کابینتایی که من پولشو دادم. نمازم میخونه کربلام میره میگم اخه تو مال غصبی چه نماز و زیارتی!! از خدا بی خبر تر از اینا ندیدم من