بچه ها من حدود ۹ماهی میشه ازدواج کردم طی این مدت فهمیدم شوهرم خیلی به مامانش وابستش طوری ک ببخشیدا برای دسشویی رفتنش هم از مامانش احازه میکیره در این حد تو هر چیزی اول با مامانش مشورت میکنه بعد من. چن روز قبل خوابیده بودم انکار چیزی زیر سرم اذیتم میکرد بالشت رو نکا کردم دیدم دوتا دعا تو بالشتمه مال شوهرممم نگاه کردم دیدم تو بالشت اون هم دوتا دعا هس رفتم ب مادرشوهرم گفتم اول زیر بار نمیرفت بعدش گف ک شما دو روز مونده به عروسیتون من یه ظهری اومدم دعا کردم تو بالشتا اصلا بازش نکن برا تو و پسرم نوشتم خلاصه بعد چن روز کنجکاو شدم رفتم دعا رو باز کردم اصلااا هیچ اسمی تو اون از من نبرده شده بود فقط اسم مادرشوهرم بود و شوهرم در صورتی ک ب من گفته بود فقط برا شما دوتا چرا پس اسم چیزی از من برده نشده بود؟؟
بحث اینه چجوری درش بیارم شبا ک میخوام کنارش بخوابم همش انگا یکی اذیتم میکنه انگار یکی دیگم بامون تو ...
شاید مسخره یا فیلم هندی بنظر بیاد اما از دستتون کنار هم عکس بگیر طوریکه انگشتر بیفته. ببر بده یدونه ازش درست کنن یا شبیهش رو بخر🤦🏻♀️ تو خواب جا بجا کن انگشترارو.
خیلی زورم اومد بجای حلقه ش این انگشتر رو میندازه😡
آرزو کردم خدا را گوهری/ سالم و زیبا نگارین اختری / بر سرم او ریخت یکدنیا گهر/ داد ما را او ز رحمت دختری 🫀💓 تیکر برای تولد یک سالگی نور زندگیمونه😍
دوستم میگفت شوهرم خیلی اذیتم میکرده سر چیزای الکی ه؟ش دعوا و قهر داشتن حتی تا پای طلاقم میکفت رفتیم ولی مادر شوهرش میگفت زن خوبیه گفت یه روز گفته از یکی پرسیدم گفته ادرار پسر نابالغ بریزید دم در خونه و ببخشید یه ذره از ادرار یه جوری رو سر شوهره. میگفت خود مادر شوهرم اینکار انجام داد درست شده شوهرم.