من دیگه واقعا کم آوردم تو این خونه کسی میدونه چیکار کنم 😥دیگه واقعا مغزم خسته شده حس میکنم زندانی ام حس میکنم حق زندگی ندارم 🥺😭خوشگلا من تک فرزندم وضعیت خانوادم خوبه یعنی مشکلی وجود نداره مثل دعوا اعتیاد اتفاقا مامان و بابام خیلی عاشق همن ولی من ۲۲ سالمه هنوز مثل یه بچه اول راهنمایی با من رفتار میشه اینا همه چیز و بد میدونن من حق انتخاب مانتو خودمو ندارم رنگ شاد نمیزارن بپوشم تا قبل از دانشگاه اجازه بیرون رفتن به هیچ وجه نداشتم حتی یه دفعه اون موقع گفتم مامان رفتم دانشگاه برم با دوستام باملند گفت اره برو شناسنامتم ببر مگه من چی گفته بودم😭یعنی من فقط روزای دانشگاه حق دارم برم بیرون اونم تازه خودم از قصد یه جوری کلاس برمیدارم که وسط تایمم برم بیرون میگم موهامو دخترونه رنگ کنم مگه خرابی!این چه منطقیه میگم لاک بزنم برو هر غلطی میخوای بکن یه بار گفتم یکی از پسرا دوستمه منظورم همکلاسیه دعوام کرد که چرا میگی دوست حتی مغازه رفتنم حق من نیست حتی مثل بچه ها بعضی وقتا گوشیمو میگیرن
نه خودشون بیرون میرن نه منو میزارن
دیگه دارم دیوونه میشم دلم میخواد فرار کنم