نزدیک ۴ساله با یه پسری دوستم
از اول دوستیمون قصد ازدواج نداشتیم ولی بعد کمکم حرفش شد و هر بار میگفت این تابستون میام یا بعد کنکورت میام یا وقتایی که دعوا میکردیم و مقصر بود میگفت میگم مامانم زنگ بزنه خونتون ..یه جورایی رگ خواب منو پیدا کرده بود ولی همش وعده های الکی بود
حالا به دلیل اینکه کرونا شده و دیگه بیرون نمیشه رفت و کارش خیلی سنگین شده من با خانوادم صحبت کردم که یه مراسم کوچیک بگیریم خودمون از خیلی چیزا کوتاه بیاییم تا بتونیم باهم باشیم
وقتی بهش گفتم من حاظرم کوتاه بیام گفت ن من کار دارم و پایان نامم مونده و بعدشم من از بعضی رفتارای تو خوشم نمیاد و باهات مشکل دارم هنوز
من خیلی بهم برخورد
امروز به مادرش پیام دادم و همه چیز رو گفتم
گفتم پسرتون به من دروغ میگفت و الان که من همه چیزو به شما گفتم یعنی همه چیز برای من تموم شدس
خدا کنه بتونم کنار بیام