دوستم روانشناسی خونده از دانشگاه دولتی
پدر و برادرش طلا فروش هستن.
زیبا و نجیب
خانواده دار
ولی خواستگار نداره
اگرم داشته باشه فقط از خونه اشون تعریف میکنن و میرن(خونه اشون وسط یه باغ زیباس)
۳۸ سالشه.
همیشه گریه میکنه
میگه ای کاش خواستگار داشتم و بهش نه میگفتم
اعتماد بنفسش صفر شده