من حالم از خودم بد شده انقد مهربون و خوبم و دلم انقد صافه نمیخوام اینجوری باشم مثلا همیشه همه کارای خواهرمو میکنم سه روزه دارم خونه شو تمیز چون حامله س بچه اولش همش من مواظبشم حاملگی قبلیش من میبردمش حموم مهمونش میاد من میرم کلا همه چیش با منه ولیاون حتی وقتی میگم یه عکس ازم بگیر میگه حوصله ندارم مامان بابامم فک میکنن من وظیفمه ای کارا رو براش بکنم اما انقد مهربونم هر دفعه میگم دیگه کاری باهاش ندارم اما همین که میبینمش دلم میسوزه براش.تازه کلی ناراحتم ازش یهبار دعوامون شد کلی نفرینم کرد که کاش هیچوقت بچه دار نشی کاش بدبخت بشی خیلی دلم ازش شکسته.شما بگین من چیکار کنم چجوری رفتار کنم که انقد مهربون نباشم